تبليغاتX
دانستنی های ورزش
ورزش
 اب درمانی

آب درمانی .مضرات و فوائد آن

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ماندانا شکرچیان در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387  |
 تردمیل

                   نکاتی در مورد تردمیل

تردمیل (treadmill)ابزاری ورزشی است که که برای انجام در جای راه رفتن .دوی آهسته و دوی سریع ساخته شده است.یعنی کارهایی که ما میتوانیم به خوبی انجام دهیم اما در اکثر اوقات برای انجام آنها به اندازه ی کافی انگیزه نداریم.معمولا با نگاه کردن از پنجره تصمیم میگیریم که امروز هوا برای پیاده روی مناسب نیست.

تردمیل میتواند برای هر شیوه زندگی مناسب باشد .همه ما از محاسن وفواید پیاده روی و دویدن آگاه هستیم.پرداختن به این رزشهای مفید وساده بهترین ره برای گرم کردن بدن قبل از انجام حرکات ورزشی دیگر مانند ایروبیک .بدن سازی. ورزشهای گروهی و...است.با داشتن ابزار ورزشی تردمیل شما میتوانید بدون ترک کردن محیط راحت خانه به بهترین و کم خطر ترین ورزش بپردازید.

هرچند دستگاههای متعدد ورزشی در بازار موجود است اما برای سوزاندن کالری.رکن اصلی کاهش وزن و حفظ تناسب اندام هیچیک از دستگاهها مانند تردمیل عملی و مناسب برای همه نیست.

البته اینها تنها دلایل مفید بودن تردمیل نیست .خروج از منزل به قصد پیاده روی یا رفتن به باشگاه برای افرادی که در شرایط خاص جسمانی از قبیل فشار خون بالا .درد ناحیه پشت یا پوکی استخوان قراردارند جذابیت چندانی ندارد.اما تردمیل میتواند برای هر شیوه زندگی مناسب باشد و شما میتوانید تصمیم بگیرید که کی و تا چه زمانی میل دارید که ورزش کنید.این قابلیت هماهنگ شدن با برنامه روزانه مزیت بزرگی است زیرا با وجود اینکه میدانیم سلامت و تناسب اندام تا جه حد اهمیت دارد اما هرچه مشغولیتهای بیشتری پیدا میکنیم بیشتر از سلامت خود غافل میشویم.

چه کسانی نمیتوانند از تردمیل استفاده کنند؟

تنها افرادی که مشکلات استخوانی یا مفصلی ذارند نمیتوانند از آن بهره مند گردنددیگر افراد حتی آنهاییکه از مشکلات قلبی رنج میبرند نیز میتوانند از آن استفاده کنندالبته شدت و سرعت بایستی طبق نظر پزشک معالج باشد .این دستگاه برای افرادی که دچار سکته عف عضلانی شده اند نیز مناسب میباشد.

ورزش با تردمیل بهترین روش کم کردن وزن و کاستن از چربیهاست.اگر مبتدی هستید بهتر است ابتدا با پیاده روی شروع کنید و سپس شروع به دویدن و افزایش سرعت کنید.

میتوانی 15 دقیقه صبح و 20 دقیقه قبل از ناهار ورزش کنید و 10 دقیقه هم قبل از شام پیاده روی سریع داشته باشید.با شکستن زمانها به مدت کوتاه تر میتوانید همان کالری مورد نظر را با خستگی کمتر بسوزانید.

بهترین برنامه ورزشی با تردمیل این است که مثل مسواک زدن به صورت یک عادت روزانه از آن استفاده کنید.در صورتی که این کار را هر روز به طور منظم انچام دهید سوخت و ساز بدن شما افزایش پیدا کرده و برای سوختن چربیها موثر تر عمل میکند.

مهمترین دلیل انتخاب این دستگاه استفاده از آن در تمامی شرایط آب و هوایی و در تمامی زمانهای در دسترس است.دلیل دیگری که برای خانمها بسیار مهم است اینکه آنها میتوانند در کنار فرزندان و رسیدگی به امور منزل یا حتی هنگام تماشای تلویزیون به ورزش نیز بپردازند.در ضمن نیاز به هیچگونه آمادگی قبلی نیست.

امروزه تردمیلهای مدرن برنامه های متنوعی از قبیل تغییر شیب دستگاه و سرعت آن انجام میدهند عملکرد ویزه دیگر این دستگاهها این است که سرعت و شیب را با توجه به ضربان قلب ثبت شده شما کم و زیاد کرده تا به سیستم قلبی فشار وارد نگردد.

آیا تردمیل بخریم؟

شاید شما کاریکاتورها و لطیفه هایی را که در باره خرید و عدم استفاده ازوسایل ورزشی ساخته شده است را دیده یا شنیده باشید . در این لطیفه ها از تبدیل شدن تردمیل به یکی از وسایل تزیین خانه داستانهایی نقل شده است .بهترین روش جلوگیری از این اتفاق آزمودن آن است.

اگر باشگاهی در نزدیکی منزل یا محل کارتان وجود دارد چند جلسه برای استفاده از آیا واقعا استفاده از آن برایتان مفید است یا خیر.

شاید تصمیم بگیرید که برای استفاده از آن به باشگاه بروید اما در صورت انتخاب شما

استواری و استحکام شرط مهمی در انتخاب تردمیل است اینکه دستگاه آنقدر سنگین باشد که با افزایش سرعت حالتی مانند لنگ زدن یا تکان خوردن و عدم تعادل نداشته باشد.

در منزل لازم است نکاتی مود توجه قرار گیرد.:

داشتن محل مناسب از نظر تهویه و کف سازی محکم یکی از ملزومات میباشد.

تردمیل مانند اتومبیل بایستی مجهز به سیستم جذب ضربه باشد .اگر سطح متحرک دستگاه تردمیل هنگام راه رفتن یا دویدن شما بیش از حد بالا یا پایین بپرد یا بیش از حد سخت و غیر قابل انعطاف باشد مفاصل شما بیش از انکه تقویت شود صدمه خواهند دید.ویژگی تردمیل این است که برخلاف آسفالت خیابان از جنسی است که باعث جلوگیری از آسیب به پا میشود.

بعضی از انواع تردمیل در صورتی که یک میران حداقل وزن برروی نوار چرخان آن وجود نداشته باشد حرکت نمی کنند که این ویژگی بخصوص برای خانواده هایی که فرزند کم سن و سال دارند و میتوانند با روشن نمودن دستگاه و پرتاب شدن آسیب ببینند بسیار مناسب است.

بهر حال با این دستگاه میتوانی پیاده روی کنی بدون اینکه پیاده روی کنی یا بدوی بدون اینکه بدوی.

 

ماندانا شکرچیان

کارشناس ارشد تربیت بدنی

|+| نوشته شده توسط ماندانا شکرچیان در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387  |
 انتی اکسیدانها

       نقش ویتامینهای آنتی اکسیدانی در ورزش

 

ورزشکاران علاقه زیادی به کسب طلاعات در مورد آنتی اکسیدانها دارند.زیرا آنها باعث افزایش توان آنها در حین ورزش و نیز ترمیم بهتر بعد از ورزش میشود.

هدف از این مقاله این است که بدانیم آنتی اکسیدانها چه نقشی در انجام فعالیتهای ورزشی دارند.

Ø     ورزش و تخریب اکسیداتیو

ورزشهای استقامتی 10-30 برابر حالت عادی مصرف اکسیژن را افزایش میدهند که این مسئله تولید رادیکالهای آزاد و در نتیجه تخریب عضلات و سایر بافتها ی بدن را افزایش میدهد.بنابراین چگونه یک ورزشکار میتواند از خود بر علیه رادیکالهای آزاد ناشی از ورزش محافظت کند؟آیا ورزشکاران باید مقادیر زیادی آنتی اکسیدان مصرف کنند؟

به دلیل اینکه امکان اندازه گیری مستقیم رادیکالهای آزاد در بدن وجود ندارد دانشمندان با اندازه گیری محصولات فرعی ناشی از رادیکالها ی آزاد (مثل چربی های پر اکسید شده )مقدار تاثیر آنها را در بدن می سنجند که روش علمی خاصی دارد.

وزش و فعالیت بدنی منظم سیستم دفاعی بدن را تقویت کرده ودر برابر رادیکالهای آزاد ناشی از ورزش از بدن محافظت میکند.این تغییرات به آهستگی اتفاق میافتد و بدن را نسبت به شرایط مختلف ورزشی عادت میدهد.

به همین دلیل باید به طور پیوسته و منظم ورزش کرد نه به طور دلخواه .به عبارت دیگر انجام ورزش شدید در کسانی که به طور منظم ورزش نمی کنند و به آن عادت ندارند به دلیل افزایش رادیکالهای آزاد سیستم دفاعی بدن در هم میشکند و باعث تخریب بافتهای بدن میشود. مکمل دهی آنتی اکسیدان ها در ورزشکاران حرفه ای یعنی افرادی که به طور دائم و پیوسته ورزش می کنند موثر و مفید است نه افرادی که به طور دلخواه ورزش میکنند.

بنابراین کسی که در طی هفته فعالیت زیادی نداشته و بیشتر کارهای او به صورت نشسته بوده اگر بخواهد آخر هفته یک مرتبه در یک مسابقه ورزشی سنگین شرکت کند این ورزش بیشتر برای او ضرر دارد تا اینکه فایده داشته باشد.

عوامل مختلف زیادی در میزان تخریب سلولی توسط رادیکالهای آزاد ناشی ازورزش دخالت دارند که شامل شدت ورزش برنامه غذایی ورزشکار و نوع ورزش است.

Ø     آیا مکمل دهی آنتی اکسیدان ها میتواند از تخریب عضلانی ناشی از ورزش جلوگیری می کند یا ترمیم بعد از ورزش را تقویت کند؟

اگر چه مشخص است کمبود ویتامین باعث ایجاد مشکلاتی در تمرینات ورزشی و ترمیم بعد از ان میشود ولی تاثیر مکمل های آنتی اکسیدانی در یک ورزشکار سالم با تغذیه مناسب هنوز مورد بحث است.بیشتر مطالعات نشان داده که افزایش دریافت ویتامین E بدن را در مقابل استرس اکسیداتیو ناشی از رادیکالهای آزاد مصون میدارد.

همچنین باعث ترمیم بهتر و سریعتر بعد از ورزش میشود البته مقدار این ویتامین برای تاثیر مشخص نیست.

اگر برنامه غذایی ورزشکار مناسب و متعادل باشد به مقدار کافی ویتامین E را تامین خواهد کرد ولی در بعضی افراد علاوه بر غذا نیاز به دریافت مکمل اضافی است.ولی هنوز تاثیر مکمل های آنتی اکسیدانی بر بدن مشخص و ثابت نشده است.

مکمل دهی ویتامین E نیز در ورزشکاران حرفه ای یعنی افرادی که به طور دائم و پیوسته ورزش میکنند توصیه میشود نه افرادی که به طور دلخواه ورزش میکنند.

Ø    مصرف چه مقدار مکمل کافی است؟

هرچند تاثیر مفید آنتی اکسیدانها بر سلامتی بدن ثابت شده است ولی توصیه نشده که حتما از مکمل های آنها استفاده شود.

در ابتدا تصور میشود مکمل های آنتی اکسیدانی بی ضرر هستندولی بعد ها متوجه خواهید شد که دریافت دوز بالا و طولانی مدت این مکملها برای بدن مضر است و باعث مسمومیت ویتامینی در بدن میشود.

ویتامین ث و بتاکاروتن در مقادیر طبیعی خود در بدن نقش آنتی اکسیدانی دارند ولی مقادیر بالای آنها خود زمینه ساز اکسیداسیون خواهد بود.

هیچگاه خود سرانه و بدون مشورت با پزشک مکملهای ویتامینی و مواد معدنی را مصرف نکنید چون ممکن است اثرات سوء داشته باشد.

دریافت مقدار زیاد یک ماده مغذی به صورت مکمل بدون اطلاع از تمامی عوارض آن باعث بهم خوردن تعادل بدن خواهد شد.

 

Ø  توصیه های مهم:

 

a.  یک برنامه ورزشی منظم و پیوسته داشته باشیدو روزانه 5 واحد سبزی و میوه مصرف کنید.این کار باعث تقویت سیستم آنتی اکسیدانی بدن شما میشودو با دریافت میوه و سبزی مواد لازم برای این سیستم فراهم میگردد.

b.  افراد کم تحرک نباید به طور ناگهانی ورزش شدیدی را انجا م دهند چون این کار باعث افزایش استرس و اکسیداتیو در آنها میشود.استرس اکسیداتیو یعنی تخریب عضلانی ناشی از افزایش رادیکالهای آزاد در بدن بعد از یک فعالیت شدید و ناگهانی .

c.  هرگز بیش از حد مکمل مصرف نکنید.

d.  ورزشکاران حرفه ای برای فعالیتهای شدید ورزشی یا مسابقات تحت نظر پزشک میتوانند مکمل ویتامین E را چندین هفته قبل و بعد از مسابقه مصرف کنند.

e.  همواره مراقب توصیه های FDA (سازمان غذا و دارو در امریکا) در مورد مکمل مصرفی خود باشید.

 

 

ماندانا شکرچیان کارشناس ارشد تربیت بدنی

 

 

|+| نوشته شده توسط ماندانا شکرچیان در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387  |
 

خبث طینت اسب ها:

                    

بعلت دوره های طولانی تنبلی و بیکاری یا نگهداری در شرایط بد ، بعضی اوقات اسب ها عادات بدی را نشان می دهند که خبث طینت خوانده می شود.عادی ترین خبث طینت های اسب ها خوردن قسمت های فلزی دهانه اسب در اثر چموشی مکیدن هوا،کشیدن افسار و لگد زدن است.

 رفتاری است که بموجب آن بعضی از قسمت های خوراک دان را گاز میگیرند.Cribbing

در این حالت اسب دندانهای جلوئی بلائی را روی اشیائی گاز Wind Sucking

گرفته و به عقب  می کشد.در همان موقع مکش هوا در معده انجام می شود.این دو حالت معمولا با هم رخ می دهند.ثابت کردن یک بند چرمی عریض در اطراف گلو گاه به نحوی که حنجره را تحت تاثیر قرار دهد.به هنگام فشار روی دندانهای قدامی قرار داده می شود.جلوگیری یا قطع این خبث طینت اسب را سبب می شود.

کشیدن افسار وقتی بوقوع می پیوندد که اسب خود را در جهت مخالف افسار بسته بکشد.با بکار بردن افسار سنگین یا زنجیر سنگین یا طناب در اطراف گردن بهنگام بستن اسب به پیشگیری از این خبث طینت اسب کمک می کند.هر گاه سم یا کف پا روی دیوار های آخور باشد ، اسب ممکن است علائم لگد زدن را نشان بدهد.مفاصل خرگوشی پوشش دار و پا های عقبی جای زخم زنجیر های سنگین از سقف و  آویزان

کردن کیسه های سنگین کاه از سقف از متد های مورد تصور برای متوقف کردن خباثت اسب است.گاهی بز را شاخ هایش را بریده و در کنار اسب در آخور آن قرار می دهند و گاهی هم لاستیک های ماشین را از سقف آویزان می کنند برای دهنک زدن یا خبث طینت اسب.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 15:32  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  |  نظر بدهید


ده رمز آشنايي با اسب
يك سواركار خوب مي‌تواند اسب را به انجام كاري وادار كند ولي بهترين سواركار كسي است كه اسب را طوري تربيت كند كه با ميل خودش كاري را انجام دهد نه به زور اسبهاي جوان را از هر دو طرف تمرين دهيد. نه فقط به روش سنتي گذشته از طرف چپ تا درآينده وقتي از طرف ديگر (راست) به آنها نزديك مي‌شويد از شما نترسند.
زبان اسب، زباني كاملاً قابل پيش‌بيني، قابل تشخيص و تأثيرگذار است. وظيفه ماست تا جايي كه امكان دارد اين زبان را ياد بگيريم.
منطقي نيست كه از اسبمان بخواهيم كه هيچ وقت نترسد. ولي مي‌توانيم طوري تربيتش كنيم كه در هنگام ترس هم واكنشي كنترل شده از خودش نشان دهد. به خاطر داشته باشيد كه هروقت اسب را آزرده خاطر كنيد حق اينكه از شما بترسد را دارد.
يك سواركار واقعي از ارزش برقراري ارتباط دوستي با اسب خود غافل نمي‌شود.
مقاله علمي :
كتاب اسرار چند گانه نوشته «كلي ماركس» از دست پروردگان سوار كار با نفوذ كاليفرنيايي «مانتي رابرتز» يا همان كسي كه او را نجواگر واقعي اسب نام نهاده‌اند مي‌باشد.
هر چه مي‌گذرد روش به هم پيوستن اسب و انسان مانتي رابرتز به عنوان بهترين راه ممكن براي تعليم اسب‌هاي جوان و ارتباط برقرار كردن با اسب‌هايي كه مشكلات رفتاري دارند بيش از پيش در اذهان سواركاران جا باز مي‌كند.
مانتي در روش خود كه آن را «ايكاس» Equsمي‌نامد به جاي خيره شدن در چشم‌هاي اسب يا بستن و محدود كردن حيوان از زبان اندامي براي ارتباط با اسب‌ها استفاده مي‌كند كه درحقيقت تقليدي از زبان اندامي خود اسب مي‌باشد.
روش او مستلزم داشتن درك عميقي از خصوصيات روحي اسب يا همان روانشناسي اسب مي‌باشد كه ما را قادر مي‌سازد تا اسبها را به روشي كاملاً دلسوزانه، مؤثر و بي‌خطر تربيت كنيم.
«مانتي» معتقد است كه همه افراد جامعه اسب مي‌توانند «ايكاس» را ياد بگيرند و به همين منظور دانش خود را از طريق سخن راني‌ها، نمايش‌ها، كتابها و ويدئوها و در انگلستان از طريق كلاسهاي سواركاري «كلي ماركس» و همچنين نوشتن مقالاتي براي مجله «اسب و سواركار» (Horse & Riders) به گوش مخاطبان خود مي‌رساند.
در ادامه مطلب مانتي «كلي ماركس» دانش خود را در مورد اسب‌ها دراختيار شما قرار خواهند داد.
لطفاً قبل از اينكه حتي به فكر تربيت اسب خودتان بيفتيد آنها را بخوانيد!
رمز اول :
اسب حيواني است پرشي نه جنگيدني :
هرگز از اهميتي كه اين مسأله در تربيت اسب دارد غافل نشويد.
در جهان وحش «اسب» هميشه نقش طعمه را داشته است تا اينكه حيواني شكارچي باشد.
وقتي شما به جاي اينكه نقش ميزبان را داشته باشيد نقش غذا را بازي كنيد ديدگاه كاملاً متفاوتي نسبت به زندگي خواهيد داشت. «مانتي رابرتز» بر اين عقيده است كه خانم‌ها خيلي بهتر از آقايان اين ديدگاه اسب را درك مي‌كنند چرا كه آنها معناي آسيب‌پذيري را در شرايطي از جمله وقتي كه دير وقت در خياباني قدم مي‌زنند يا وقتي كه تنها مسافر قطار هستند و ناگهان مردي وارد كوپه مي‌‌شود حس كرده‌اند.
البته پيشينه زندگي و طرز تربيت ما در گذشته تأثير مستقيمي بر روي واكنش ما در چنين مواردي دارد.
اين مسأله در مورد اسب‌ها هم صدق مي‌كند. اصلاً منطقي نيست كه از اسبمان بخواهيم كه هيچ وقت نترسد. ولي مي‌توانيم طوري تربيتش كنيم كه در هنگام ترس هم واكنشي كنترل شده از خودش نشان دهد. به خاطر داشته باشيد كه هر وقت اسب را آزرده‌خاطر كنيد حق اينكه از شما بترسد را دارد!
رمز دوم :
اسب‌ها احساسات بسيار پيشرفته‌اي دارند :
همه مي‌دانند كه سگ‌ها دوست دارند رضايت خاطر افراد را به خود جلب كنند و با تحسين و تشويق مي‌توان آنها را آموزش داد اين مسأله در مورد اسب‌ها نيز صدق مي‌كند گرچه اين خصلت ذاتي آنها خيلي دست كم گرفته شده است.
درست است كه اسب‌ها و سگ‌ها يكي نيستند ولي احتمالاً اين تناقض ناشي از مدت زماني است كه به منظور تعليم صرف هريك از اين دو گونه مي‌كنيم. اسب‌ها طبيعتي اجتماعي دارند و متقابلاً نياز به دوستي و معاشرت هم دارند، اگر حيواني از تيره خودشان در دسترس نباشد آنها با موجودات ديگر از جمله انسان‌ها خو خواهند گرفت.
همانطور كه هر رابطه‌اي در زندگي براي شما از اهميت خاصي برخوردار است اگر رابطه شما با اسبان هم برايتان مهم است بايد كمي از وقتتان را هم صرف معاشرت با او كنيد.
يك سواري مختصر و برگشتن سركار، دغدغه‌هاي روزمره چيزي نيست كه بتوان اسمش را معاشرت گذاشت.
«اين استارك» در طي مصاحبه‌اي كه بعد از مسابقات المپيك آتلانتا با او انجام شده بود گفته بود من ده دقيقه از روز را فقط صرف نوازش كردن و صحبت كردن با اسبم مي‌كنم.
اگر چنين جمله‌اي را از زبان يك سواركار زن شنيده بوديم شايد كمتر تعجب مي‌كرديم چون اصولاً خصلت لطافت و نرمي در مورد خانم‌ها بيشتر صدق مي‌كند تا آقايان.
ناگفته نماند كه يك سواركار واقعي هرگز از ارزش برقراري ارتباط دوستي با اسب خود غافل نمي‌شود.
حتي «زئوفون» هم كه آنقدرها نسبت به اسب‌ها احساساتي نبود 23 قرن پيش در مورد آنها چنين گفته است:
وقتي اسب شما با ديدن چيزي رم مي‌كند و تمايلي به نزديك شدن به آن ندارد بايد به او نشان دهيد كه هيچ دليلي براي ترسيدن وجود ندارد لااقل براي اسب شجاعي همچون او.
اما اگر باز هم از رفتن به سمت شيئي سرباز زد شيئي كه از نظر اسبتان ترسناك است او را لمس كرده و سپس او را به آرامي به سمت آن شيئي هدايت كنيد.
كورش كبير 13 ساله بود كه از دست سربازان بزدل و دست و پا چلفتي‌اش كه از پس مهار كردن و سواري گرفتن از اسب زيبا و سرحالش برنمي‌آمدند به تنگ آمد.
هنگامي كه كورش گفت من بهتر از شما از پس اين اسب برمي‌آيم، مورد تمسخر سربازانش قرارگرفت ولي او نااميد نشد و شجاعانه به سمت اسب دويد و افسارش را گرفت و سراسب را به سمت خورشيد برگرداند چرا كه مي‌دانست اسب از سايه خودش ترسيده است. كورش بعد از اندكي ناز و نوازش و بدون اينكه كوچكترين صدمه‌اي به اسب وارد كند سوارش شد.
از آن به بعد «بوسفالاس» اسب جنگي محبوب كورش شد. پيروزيهاي بسياري از سوار بر او بدست آورد. چندي بعدي شهري را به افتخار او به همين نام نهاد. يك سواركار خوب مي‌تواند اسب را به انجام كاري وادار كند ولي بهترين سواركار كسي است كه اسب را طوري تربيت كند كه با ميل خودش كاري را انجام دهد نه به زور!
اسب‌ها موجوداتي اجتماعي هستند و از معاشرت با ديگر اسب‌ها لذت مي‌برند. اگر اهميتي براي رابطه خود با اسبتان قائل هستيد اندكي هم زمان صرف معاشرت با او كنيد.
رمز سوم :
اسب‌ها مغز فندقي نيستند !
چند وقت پيش سواركاري به كشور ما آمد تا كارهاي خودش را به نمايش بگذارد چندين بار در حين برنامه‌هايش از اسب به عنوان حيواني با مغزي اندازه گرد و نام برد.
آيا گفته‌اش صرفاً لطيفه‌اي بود براي تحقير كردن اسب؟ يا اينكه حضار گرامي واقعاً هيچ اطلاعي از آناتومي اسب نداشتند؟
بد نيست بدانيد كه اندازة مغز يك حيوان ربطي به هوش و درايت آن ندارد عوامل بسياري از جمله اندازة مغز در ارتباط با بدن حيوان يا به بياني بهتر تعامل قسمت‌هاي مختلف مغز با بدن حيوان نيز دخيل هستند.
آمار به ما نشان مي‌دهد كه مغز اسب داراي وزني در حدود 23 اونس (650 گرم) مي‌باشد.
قسمت جلوي مغز از لايه‌هاي هم پوشاني تشكيل شده است.
لايه بيروني نئوكورتكس (Neocor Tex) به پردازش اعمالي نظير فكر كردن، تصور كردن، برنامه‌ريزي و صحبت كردن اختصاص داده شده است. اندازه نئوكورتكس در مغز انسان تقريباً در برابر مغز اسب مي‌باشد.
لايه بعدي لايمبيك سيستم (limbic system) نام دارد كه ارتباط آن با حواسي نظير واكنش‌هاي عاطفي، درد و لذت‌بردن توسط اكثر محققان پذيرفته شده است. لازم به يادآوري است كه فرآيند يادگيري هم در همين لايه انجام مي‌شود.
جالب است بدانيد كه اين بخش از مغز اسب و انسان تقريباً هم اندازه‌اند كه بي‌شك دليل محكمي بر اين ادعاست كه اسب‌ها موجوداتي عاطفي هستند.
رمز چهارم :
اسبها مي‌بايست اجسام را از هر دو طرف ببينند :
در مقايسه با عملكرد مغز انسان مغز اسب توانايي اندكي در برقراري ارتباط بين نيمكره چپ و راست دارد.
اگر هميشه اسب خود را از يك طرف تمرين مي‌دهيد (همان طرفي كه به شما نزديكتر است) احتمالاً در هنگام نزديك شدن به او از سمت ديگر، با عكس‌العمل غيرمنتظره‌اي رو به رو خواهيد شد.
پس وقتي كه براي اولين‌بار سوار اسبي مي‌شويد مراقب گردش كردنش به سمت راست باشيد گرچه ممكن است شما را با چشم ديگرش ديده باشد، اگر اسبي از جناح نزديكتر بهتر از جناح دورتر با شما همكاري مي‌كند صرفاً به اين خاطر است كه شما اسبتان را فقط از سمت نزديكتر به خودتان تعليم داده‌ايد.
البته خلاف اين مطلب نيز صادق است يعني اگر اسبي هنگام تعليم در طرفي كه به شما دورتر است، بهتر عمل مي‌كند، احتمالاً يا تمرينات در سمت نزديك خشن بوده يا ضربه شديدي از آن سمت به اسب وارد شده است. اسبهاي جوان را از هر دو طرف تمرين دهيد نه فقط به روش سنتي گذشته از طرف چپ تا درآينده وقتي از طرف ديگر (راست) به آنها نزديك مي‌شويد از شما نترسند.
رمز پنجم :
اسب براي يادگيري به آرامش نياز دارد :
شايد شما بتوانيد يك اسب مضطرب را وادار كنيد كه به اصطبل وارد شود يا از چيزي كه قبلاً از آن مي‌ترسيد عبور كند يا حتي از روي موانع بپرد ولي مجبور كردن اسب به انجام يك كار با يادگيري يك رفتار جديد زمين تا آسمان فرق مي‌كند.
مسلماً وقتي اسب از نبودن شلاق جارو يا چيزهايي كه از آن مي‌ترسيده اطمينان حاصل كند كار مربي خيلي سخت‌تر خواهد شد.
طي جلسات تمرين اسب بايد از آرامش كامل برخوردار، و ذهنش پذيراي تعاليم جديد باشد.
خيلي وقتها مربي جلسه تمرين را با هدف خاصي آغاز مي‌كند ولي در پايان به نتيجه‌اي مي‌رسد كه هيچ ربطي به هدف اوليه‌اش نداشته است. به عنوان مثال ممكن است مربي يكي از جلسات تمرين را صرف آموزش اسب براي رفتن به داخل اصطبل يا تريلر كند و براي رسيدن به اين هدف از فشار استفاده كند به اين طريق كه هر بار كه افسار را مي‌كشد به اسب فرصت بدهد تا ياد بگيرد چطور خودش را از فشار وارده خلاص كند و هر بار كه در رفتار اسب كوچكترين پيشرفتي حاصل مي‌شود با دادن پاداش او را به ادامه كار تشويق كند. اگر براي مدتي اين تمرين ادامه پيدا كند اسب به راحتي وارد اصطبل يا تريلر خواهد شد و مهم‌تر از آن حس اعتمادش نسبت به مربي افزايش خواهد يافت.
به خاطر داشته باشيد كه اين يادگيري بايد پله‌پله و به تدريج انجام شود. خيلي از مربي‌ها تا چشمشان به اسب مي‌افتد مي‌خواهند اسب را به هر طريقي كه شده وارد اصطبل كنند ولي اسم اين روش را نمي‌توان تمرين گذاشت.
پس هميشه به اين فكر باشيد كه تمرينات را پيش ببريد تا اينكه به فكر سرعت يادگيري باشيد.
رمز ششم :
اسبها تحسين كردن شما را كاملاً درك مي‌كنند :
قبل از هر چيز بايد با اسب يك رابطه عاطفي برقرار كنيد تا جلب رضايت شما براي او مهم باشد.
بنابراين نتايجي كه شما از ناز و نوازش اسب خواهيد گرفت بسيار قابل توجه است. اگر چه اين تنها زبان براي برقراري ارتباط با اسب نيست ولي اسب‌ها مي‌توانند ياد بگيرند كه چطور از اين پاداش‌ها لذت ببرند.
بهترين لذت وقتي است كه شما فشار را از روي اسب برمي‌داريد كه اين كار خودش بزرگترين پاداش براي او به حساب مي‌آيد. اگر شما پس از اينكه اسبتان از پس انجام حركت مشكلي برآمد از آن پياده شويد و «تنگ» او را شل كنيد آن حركت به عنوان يك حركت خوب در ذهن او حك خواهد شد.
تشويق در عمل :
در دوران مسابقات آماتور، پرش با اسب به دو اسب مسابقه‌اي سركش برخوردم كه همه به من مي‌گفتند اين دو هرگز نخواهند پريد. ولي حدس بزنيد بعداً چه اتفاقي افتاد.
با وجود اينكه شش روز در هفته با آنها به سواري مي‌رفتم. روزهاي تعطيل هم دوست داشتم به سواري بروم. وقتي اسب اولي را چهار نعل به طرف بسته‌هاي شاخ و برگ درختها هدايت كردم خيلي راحت و بدون دردسر از روي آنها عبور كرد.
دفعه بعدي دو مرتبه همين اتفاق تكرار شد اما اين بار از اسب پياده شدم و به خانه برگشتيم.
به مدت پنج هفته يكشنبه‌ها من اين كار را تكرار مي‌كردم و هر دفعه نسبت به قبل پيشرفت كمي حاصل مي‌شد تا اينكه يك روز بالاخره موفق شد از روي نرده‌هاي كوتاه حصيري به راحتي عبور كند. ديگر وقت آن رسيده بود كه آن را به دست حرفه‌اي‌ها بسپارم.
در اولين مسابقه‌اش برنده شد. آن روز خيلي‌ها ناراحت شدند چون هيچ‌كس روي آن اسب شرط نسبته بود. البته هيچ‌كس هم نپرسيد چطور اين اسب از تمرين‌هاي يكشنبه ناگهان به يك اسب پرشي تبديل شد. من هم هيچ وقت راجع به آن حرفي نزدم.

رمز هفتم :
اسب‌ها نسبت به لمس شدن بسيار حساس هستند :
اسبها با نوازش يكديگر براي برقراري رابطه دوستي استفاده مي‌كنند.
تحريكات حسي در اسبها از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. يك اسب مي‌تواند مزاحمت يك مگس را روي پوستش حس كند و به راحتي آن را دور كند، اما بسياري از انسانها با اسب‌ها رفتار خشني دارند و ظاهراً اسب را با تراكتور اشتباه گرفته‌اند.
«لندا تلينگتن جونز» تحقيقات بسيار جالبي بر روي تحريكات حسي اسب‌ها انجام داده كه اشاره به آنها در اينجا مقدور نيست.
حتي يك مربي معمولي هم بايد به حساسيت اسب نسبت به تحريكات حسي و لذتي كه اسب از اين تحريكات مي‌برد توجه داشته باشد (رابطه بين فيزيولوژي و روانشناسي).
از جمله اين روابط حسي مي‌توان به آرامشي كه اسب از پايين آوردن سرش بدان دست مي‌يابد اشاره كرد.
رمز هشتم :
برداشت اسب‌ها از غذا نسبت به برداشتي كه حيوانات درنده از غذا به عنوان پاداش دارند كاملاً متفاوت است :
پاداش غذايي در مورد حيوانات وحشي چون سگ‌ها و ماهي‌ها و خرس‌ها اثر مطلوبي دارد چرا كه اين حيوانات طبيعتي شكارگر دارند و همواره در كمين غذا نشسته‌اند و چنانچه موفق به شكار نشوند با گرسنگي مواجه خواهند شد.
حيواني مثل اسب كه هميشه در طبيعت نقش طعمه را داشته هرگز مثل حيوانات شكارگر غذا و پاداش را به هم مرتبط نمي‌داند.
غذا هميشه در اطرافش وجود داشته و هيچ وقت در كمين علوفه نبوده و يا اينكه بخواهد به دنبال علوفه بدود.
ممكن است استفاده از غذا براي فرستادن اسب گرسنه به داخل اصطبل يا گرفتار كردن آن جواب بدهد ولي اگر نتوانيم در نبود. غذا آن را به داخل اصطبل هدايت كنيم حاكي از اين مطلب است كه تعليمات، تأثير مفيدي بر روي حيوان نداشته است.
بعضي اوقات اسب‌هايي را ديده‌ايم كه پس از گرفتن غذا چند قدم به عقب مي‌روند.
غذا دادن مي‌تواند خوي گاز گرفتن و رفتارهاي هل‌دادن را نيز در مورد اسب تقويت كند. از طرف ديگر غذا دادن به عنوان وسيله‌اي براي ايجاد ارتباط و همبستگي مي‌تواند مفيد واقع شود همچنين مي‌توان از آن به عنوان وسيله‌اي براي ايجاد حواس‌پرتي در اسب استفاده كرد. اين روش بخصوص در هنگام فيزيوتراپي وقتي كه مي‌خواهيم اسب گردنش را برگرداند بسيار مفيد واقع مي‌شود.
رمز نهم :
اسب‌ها از زبان اندامي واضح و قابل فهم (كپي‌برداري) استفاده مي‌‌كنند كه مانتي آن را Equus ايكاس (ارتباط برقرار كردن) مي‌نامد :
فرض كنيد به فرانسه برويم و مردم آنجا را وادار كنيم با ما انگليسي صحبت كنند چنين رفتاري نه تنها بي‌ادبانه است بلكه ممكن است باعث شود در نظر آنها فردي خودخواه جلوه كنيم.
مسلماً در پي چنين رفتاري نخواهيم توانست ارتباط گرمي با آنها برقرار كنيم. در مورد اسب‌ها هم چنين است. در تاريخ شش‌هزار ساله سواركاري هميشه از اسب‌ها انتظار مي‌رفته كه از چيزي كه ما مي‌خواستيم به آنها بفهمانيم سر دربياورند. آيا وقت آن نرسيده كه ما هم كمي به خودمان سختي بدهيم يا آنچه آنها سعي مي‌كنند. به ما بفهمانند را درك كنيم؟
بعضي اوقات وقتي در ارتباط با اسبها به مشكل برمي‌خورم به ياد كتاب پرفروش «مردان مريخي و زنان ونوسي» مي‌افتم كه نويسندة آن بر اين باور است كه در يك رابطه هر دو طرف بايد سعي كنند تا همديگر را درك كنند.
زبان اسب، زباني كاملاً قابل پيش‌بيني، قابل تشخيص و تأثيرگذار است.
وظيفه ماست تا جايي كه امكان دارد اين زبان را ياد بگيريم.
رمز دهم :
كافيست سه مرتبه يك حركت را به اسب نشان دهيد تا آنرا ياد بگيرد :
براي اسب‌ها مهم است كه بدانند چه چيزهايي برايشان خطرآفرين است تا بتوانند به موقع از آنها فرار كنند و گرفتار نشوند. البته اين مسأله تا حدودي يك توانايي ذاتي است. به همان اندازه كه احساس خطر در اسب‌ها اهميت دارد درك موقعيت‌هاي بي‌خطر هم برايشان مهم است. در غير اين صورت اسب تا آخر عمر از خش‌خش برگهايي كه سر راهش افتاده است فرار خواهد كرد.
به طور طبيعي در دنياي وحش حيوانات كم سن و سال‌تر با الگوبرداري از عكس‌العمل مادر و ديگر اعضاي گله نسبت به محرك‌ها هدايت مي‌شوند. ‌آنها بسيار سريع اينگونه عكس‌العمل‌ها را ياد مي‌گيرند و در زندگي آينده خود به كار مي‌گيرند.
يادگيري مورد بحث ما با يادگيري كه به طور طبيعي در دنياي وحش اتفاق مي‌افتد زمين تا آسمان فرق مي‌كند و منظور از آن چيزهايي است كه اسب از بدو تولد تا موقعي كه از آن سواري گرفته شود ياد مي‌گيرد.
اسب‌هاي تحت تعليم كه آمادگي يادگيري را داشته باشند معمولاً بعد از سه بار تكرار تمرين حركت مورد نظر را از بر مي‌شوند.
اگر اسب مورد تعليم بعد از سه مرتبه حركت مورد نظر را ياد نگرفت به احتمال زياد شما حركت را به درستي به آن نشان نداده‌ايد و شايد هم لازم شود در روش تعليم خود تجديدنظر كنيد.
اين مسأله در مورد يادگيري انسان هم صدق مي‌كند. خوشبختانه مربيان سواركاري گذشته كه فقط با فرياد كشيدن سعي داشتند سواركار را آموزش دهند جاي خود را به مربيان جديدي نظير «ماري و انلس» داده‌اند كه به خوبي مي‌دانند با تغيير روش آموزش مي‌توان سواركارهاي خوبي را تربيت كرد.
اغلب مردم فكر مي‌كنند كه اگر از روشي براي انجام كاري استفاده كردند و نتيجه مثبت گرفتند، بدون توجه به تغيير شرايط انتظار دارند آن روش هميشه برايشان نتيجه‌اي مطلوب به بار آورد

مقدمه

به نظر مي رسدگله هاي رميده ويا درحال چراي اسب نقاشي شده در دشتهاي دوردست آنچنان قرابتي با اسبهاي اهلي درون اصطبلها كه ايام را به خوردن و كار كردن و يا چريدن در پادوكها مي گذرانند نداشته باشند ، اعمال و رفتارشان را از اجداد وحشي خود به ارث برده وحفظ كرده اند.
اگر با اسب سرو كار داريد بايد بر رفتار او اشراف داشته باشيد تا از واكنشهاي او در قبال محركهاي خاص آگاه بوده و زبان گوياي اندام او و اصوات هشدار دهنده اش را هم بدانيد.عمده دليل بر اين آگاهي ، ايمني است . براي اجتناب از هر گونه خطر و يا آسيب احتمالي . ديگر ويژگي اين آگاهي حفظ سلامت جسم و روان اوست كه به موقع از بيماري و يا ناخشنودي او مطلع شده و در پي رفع آن بر آييد . و ديگر آنكه بتوانيد با علم به رفتار اسب اين حيوان را به بهترين نحو تر بيت نموده و ازاودر جهت هاي اهداف خويش استفاده كنيد.

روش طبيعي زندگي اسب

امروزه گله هاي اندكي آن هم در دورافتاده ترين نقاط كره زمين به زندگي ادامه ميدهند.دراين روش زندگي طبيعي و آزادانه آنها چراگاهها،سبزينه زارها،بوته زارهارا براي پيدا كردن آب و غذا در مي نوردند.زندگي در گله حافظ امنيت آنهاست و اين گله را سيلمي برتر،محافظت مي كند و احتمال خطر قريب الوقوع را هشدار مي دهد .
اسب وحشي بايد واكنشهاي سريعي داشته باشد تا بتواند به زندگي ادامه دهد.كره هاي نو زائيده شده بايد به سرعت سرپا بايستند تا اگر گله رميد،آنرا همراهي كنند.اسب فقط به هنگامي كه گير مي افتد با لگد و سر دست زدن ويا گاز گرفتن به دفاع بر مي خيزد .ضامن تنازع بقا در اسب شنوائي خوب، ديد وسيع و سرعت در فرار به هنگام لزوم است .
هنوز هم بسياري از ويژگي ها و غرايز اسبهاي وحشي در مناطق امروزي به چشم مي خورد براي اطلاع از واكنشهاي خاص اسب بايد اين غرايز و ويژگي را بشناسيم.

وجوه تمايز - مشخصات

اسب داراي وجوه تمايز و مشخصاتي است كه بخشي از طبيعت او هستند و اين  رفتار و روش متمايز زندگي اش او را از ساير موجودات متمايز مي كند .

اجتماعي بودن

اسبها به زندگي در كنار يكديگر و گاهي در ديگر حيوانات نيازمندند .از زماني كه اسبها به وسيله شكارچيان شكار مي شدند ، زندگي گله وار امنيت آنها را ضمانت مي كرده است چرا كه تعدد ، شانس بقا را بيشتر كرده، اهميت بخش بوده و فرار را تسريع مي كرده است . ممكن است در اغلب اوقات اسبها را در حال نزاع و درگيري با يكديگر ببينيد كه اين ناشي از خصيصه اجتماعي بودنشان است و تنهايي اورا خمود وكج خلق مي كند.
اگر اسبي در محوطه اي محصوربه تنهايي رها شود ، به وضوح ديده مي شود كه سراسيمه و شيهه كشان به اين طرف و آن طرف دويده و حتي از نرده ها مي پرد تا خود را به ديگران و در كنارشان برساند. بعضي از اسبها از بودن در كنا رحيواناتي مثل گاو و گوسفند هم راضي به نظر مي رسند ولي به ندرت تنهايي را دوست دارند.
فهرست صفات ويژه براي به خاطر سپاري زندگي اجتماعي ( گله ) ؛پرسه زني ، تقليد كننده،چرنده ،كنجكاوي ، حافظه قوي، قانون سلسله مراتب مي باشد.

 


پرسه زني
اسبها در طبيعت به دنبال غذا از مرتعي به مرتع ديگر پرسه زده و چرا مي كنند.بيشتر اسبها امروزه درحصارها نگهداري مي شوندولي اين خصيصه را همچنان حفظ كرده اند . ممكن است اسبي در حال چريدن در محلي ناگهان به محل ديگري نقل مكان كند . نكته جالب ، غريزه ميل به منزل است كه در اسبهاي اهلي همچنان به قوت خود باقي است .
چه بسا اتفاق افتاده كه اسبي رم كرده با سواريابدون سوار راهي منزل شده وحتي اگر سوارراه راگم كرده باشد اسب او را به طرف آن رهنمون كرده است . اسبها باعلاقه وشوق زياد باگامهايي بلندتربه سمت منزل واسبهاي ديگربرمي گردند.

ساز و كار دفاعي
بيشتر واكنش اسبها بازتاب اين حقيقت است كه آنها قرباني شكارچيان بوده اند .وسيله دفاعي آنها به ترتيب اولويت فرار و سپس جنگ است .
اولين واكنش فرار است و در صورت گير افتادن به لگد پراني ،جفتك اندازي و الاكلنگ و سردست زدن مي پردازند ،كه در اين حالت از ضربات دست همانند پا استفاده مي شود.
اسبهابرسرآب وغذابايكديگرمبارزه نموده وبرتري خودرابه رخ ديگري مي كشند تااينكه رغيب راازمحيط دوركنند.


قانون سلسله مراتب
به طريق اولي اسبها آزادي خواه نيستند و به هنگام زندگي آرام و در صورت هجوم دسته اي گرگ وقت را براي فرار كردن يا نكردن تلف نمي كنند .در اين حالت به تبعيت از رهبري سيلمي غالب پا به فرار مي گذارند . اين سيلمي محافظ گله و راهنماي آنها به طرف آب و علوفه است . در بيشتراوقات اين نقش رهبري را براي اسبهاي اهلي،انسان عهده دارمي شود . در گله اسبهاي وحشي سيلمي ويا ماديان غالب عهده دار رهبري است كه اين رهبريت تحت قانون اطاعت ازبرترياسلسله مراتب قدرت،صورت مي گيرد و براي عهده دار شدن اين نقش قدرت وقاطعيت،نقش اساسي ايفا مي كند .

كنجكاوي
اسبها شديدا كنجكاوند واغلب براي كشف غير معمول ها به اين طرف و آنطرف سر مي زنند ،از اين خصيصه مي توان براي به دام انداختن اسبهاي دست نيافتني درمزارع استفاده كرد. دراصطبلهايي كه اصولي ساخته شده اند ديواره ي كناري هرباكس طوري طراحي شده كه اسبها به راحتي قادر به ديدن هم باشند تا كنجكاويشان درمورد اسبهاي ديگر ارضاء شود. اسب مي خواهد بدان اسبي كه درهمسايگي اش ميباشدكيست ، چه ويژگيهايي دارد،چه ميكند تابتواند بااوارتباط ديداري ، علاوه برشنيداري داشته باشد.

چرنده
اسب چرنده اي است كه از هر نوع سبزينه اي تغذيه مي كند . او در 24 ساعت بين 16تا20 ساعت بطور پيوسته وكم كم مي چرد و زمان استراحتش كوتاه است . اين نحوه چراي كم كم ، پيوسته خوردن ناميده مي شود. اسبهابراي چريدن تمايل بيشتري به صورت گله اي دارند شايدماديانهارابه همراه كره هايشان درمحيطي بازوسرسبزبسيارديده باشيدكه
مشغول چرايند.

تقليد
اسبها از يكديگر تقليد كرده و از همين طريق عادات بد از قبيل انواع تيك و اين پا، آن پا كردن را فرا مي گيرند . دواسبي كه درمجاورت هم بودنديكي ازديگري دندان كشيدن به ديواره باكس واين پا و آن پا كردن را تقليدمي كرد.

حافظه قوي
حافظه اسب بخصوص در مورد تنبيه هاي دردناك بسيار قوي است . اگربه دنبال مقاطعي از طول عمر تربيتي با اوبد رفتاري شود ، در شرايط مشابه او تبديل به موجودي نا خوشايند خواهد شد . و بنابراين خوش رفتاري با او از همان بدو شروع به كار و نو جواني داراي اهميت بسزايي است . اسبهابه خوبي اسبهاي هم اصطبلي رامي شناسند و باهم ارتباط برقرار مي كنند وتازه واردها راديده و سعي درجهت شناخت ايجاد ارتباط برمي آيند.

غرايز
اسبها داراي رفتار هاي غريزي قوي هستند.اين غرايزارثي اند،كه به صورت بازتابهاي احساسي به شرايط و عوامل تأثير گذار تجلي مي كنند. اين بازتابها را مي توان در اندام يا بيني آنها مشاهده كرد . ترس ، عصبيت ، خشم ، درد ، خشنودي وناخشنودي ، توجه جلب شده

ترس
در فضاي باز اسب ترسيده رم مي كند.او به سرعت به دورخودمي چرخدوبعد فرارمي كند. گاهي ديده مي شود كه پديده اي باعث فرار او شده و رميده و سپس باز گشته و به آن خيره شده است.اگر پديده آنچنان تهديد كننده نباشد ، او با سري به پائين كشيده شده و فرنه كنان در حالي كه همچنان خود را آماده فرار كردن نگه ميدارد ، به موضوع نزديك مي شود . در حال سواري ممكن است صدايي و يا حركتي ناگهاني اسب را به جهيدن به سمت مخالف آن وا دارد كه اگر خطر ادامه داشته باشد چرخيده و فرار مي كند.در اصطبل اسب تا حد ممكن خود را از موضوع مورد ترس دور نگه مي دارد و به گوشه اي از باكس پناه مي بردوسررابالا ميگيرد، مورد ترس را با چشماني از حدقه در آمده و خيره مي نگرد ، پره هاي بيني باز شده و فرنه ميكند،گوشهايش سيخ وجنبنده اند تاهرصدايي راسريعاً بشنود،بدن خود رادرامتداد موضوع ترس نگه داشته وتامي تواندآنرا بالا كشيده وعضلات خودرامنقبض ميكندوآماده دفاع ازخويش مي شود.

عصبيت
سر را بالا گرفته و چشمانش راازحدقه بيرون زده وبسيار هوشيار است . پره هاي بيني باز شده وفرنه ميكشد ياصدايي خرخر گونه از بيني خارج ميكند.گوشهاسيخ،جنبان و حساسند.اندام كشيده ومنقبض وآماده فرار. اسب ممكن است بلرزد، رعشه بگيرد ياعرق كند.ضربان قلبش تند تر مي شود و به تناوب پهن مي ريزد.

خشم
اسب عصباني سرش را پائين مي گيرد،گوشها را به عقب مي خواباند،گردن را به جلو مي كشد و چشمانش تنگ مي شود. لبها را براي نشان دادن دندانها از هم باز مي كند و حالت پرخاش جويانه به خود مي گيردوعقب خودرابه طرفين مي چرخاند . ممكن است سعي كند لگد زده و يا گاز بگيرد .

درد
ضربات دردناك اسب را فرار مي دهد.اگر گير بيافتد،گردنش افراشته، چشمانش تنگ و گاهي ممكن است سردست زده لگد بزند و گاز بگيرد. مهمترين بازتاب ضربه هاي دردناك ماندگاري و خاطره ناخوشايند آن است كه نه فقط رم كرده بلكه با الا كلنك و يا سردست زدن سوار را به زمين بزند . الاكلنگ واكنشي است در قبال خطري از پشت،كه ممكن است ناشي از پريدن گرگي درنده بر پشت اسب بوده باشد.الا كلنگ رامي نوان نشاني ازشادييا هيجان هم دانست.

خشنودي
اسب در اين حالت در آرامش كامل و راحت، عضلاتش شل، پوستش شفاف است وگوشهايش به آرامي درجستجوي صدا مي جنبند.

ناخشنودي
اسب در اين حالت در خود فرو رفته،خمود،بي روحيه و بي حال است و يا برخوردي خصمانه دارد. سرش پائين و چشمان بي حال و نگاه خسته وگوشها افتاده و پوستش كدر مي باشد. ادامه اين حالت، اسب را به ناهنجاريهاي درون اصطبل و يا پرخاش جويي مبتلا مي كند .

توجه جلب شده
گردن كماني ، پره هاي دماغ گشاد، گوشها جنبان ، بدون انقباض چشمان براق و پوزه به جلو كشيده شده و نگاهش كنجكاوانه هدف را مي نگرد .

هيجان زده
سر را بالا گرفته ، تنفس تند ، پره هاي بيني باز و فرنه كنان، گوشها سيخ و چشمان براقند و اسب ورجه ورجه كرده و احتمالاً الا كلنگ مي كند بدنش هوشيار ، دم سيخ و ممكن است عرق كند.

شرارت
گوشها به عقب ولي نه كاملاً خوابيده ، چشمان تنگ با نگاههايي معني دار، پره هاي دماغ بسته اسب ممكن است لگد زده و يا فوراً پشت كند .

بازيگوشي
ممكن است با دست زمين را بكند،به سرعت حركت كرده ، دويده ، لگدهايش كوتاه باشدوالا كلنگ كند.كره هابيشتربازي مي كنند . ولي اسبهاي مسن هم گاهي از بازيگوشي غافل نيستند.

هوشياري
گوشها سيخ و جنبان ، چشمها شفاف و هوشيار، بدن بدون انقباض و آماده است .

نبرد بر سر قلمرو
ممكن است با گردني كشيده شده و پايين و يا با گردني كماني به بالا نگه داشته شده ، دندانها نمايان و لبها تهديد كننده باشند.گوشها كاملاً به عقب خوابيده،چشمها تنگ و تهديد كننده، بدن كشيده و با دست زمين را ميكند يا به طرفــين پشت كرده و مي چرخد و آماده لگد زدن است .

اصوات
صداي اسب مي تواند مبين احساسات دروني او و يا عملي باشد كه در شرف انجام آن است .

شيهه
براي دعوت اسبهاي ديگروياوسيله اي است براي جلب توجه، اغلب اين صدا به هنگام جدا شدن كره از مادر شنيده مي شود.

شيهه ملايم
اين نوع صدا به هنگام هيجان و يا ايجاد تنشي شنيده مي شود.

هرهر
دعوت از اسبي در نزديك،اظهار آشنايي با شخص نزديك شونده و اظهار خوشحالي،به خصوص به هنگام دادن خوراك لذيذ.

صداي خارج شده از دماغ
نشان دهنده هيجان ،خوشحالي است . ممكن است به عنوان اولين علائم ترس هم شنيده شود ويا اسب خواسته باشد دماغ خودرا تميز كند.

فرنه
به همگام تعيين قلمرو و بو كردن پهن به گوش مي رسد .

رفتار با اسب

اصول كلي رفتار با اسب
رفتار خوش ،ارتباط و انضباط ،به همان اندازه كه در رفتار انسان با ديگر انسانها داراي اهميت است در مورد رفتار با اسب نيز داراي جايگاه خاص خود مي باشد .

خوش رفتاري
همانگونه كه بازتاب رفتاري انسانها نمودار تربيت آنهاست، رفتاراسبها نيزنشان دهنده نوع تربيت آنهاست. اسبهابه طور كلي نه فقط به مهترومربيان خود وابسته هستندبلكه نسبت به رفتاروخصوصيات اخلاقي سواركارانشان حساسيت نشان ميدهند.
اسب براي خوش رفتاري بايد آموزش ديده شود ، و ساده ترين اين آموزشها عبارتند از :
آرامش كامل به هنگام تيمار،بلند كردن دست وپاهاباآرامش براي نظافت


ارتباط
آنهايي كه با اسب سر و كار دارند بايد بياموزند كه در امر آموزش مثبت بوده و كارشان تداوم داشته باشد . اگر خواسته هاي آموزش دهنده مبهم و متغير باشد اسب به سرعت
سردرگم مي شود. بنابر اين لازم است بدانيم كه چه نكته اي را چگونه بياموزيم و اين امكان پذير نيست ،مگر روش صحيح كار با اسب را آموخته و به هنگام كار با او كاملا متكي به نفس باشيم .

انضباط و تشويق
روان اسبها در كره گي پاك است و رفتار آنها در آينده پي آمد چگونگي خوش و يا بد رفتاري آنها در طول نگهداري از آنها مي باشد. به هنگام كار با اسب انضباط اهميت خاصي دارد. اگر حركتي غلط را اصلاح كرده و حركت صحيح را پاداش دهيم ، اسب به زودي در مي يابد كه كدام حركات صحيح است و سعي در تداوم آنها خواهد داشت.حركت غلط اسب بايد قاطعانه وبا صدائي بلند سرزنش شود.اغلب اين روش موثر مي افتد،ايجاد كمي تفاوت در صدا و قاطعانه بيان شدن آن كافي به نظر مي رسد. اگر مربي به طور دائم بر سر اسب فرياد بكشد، اسب به صداي بلند خو كرده و برايش عادي ميشود.
اگر صداي بلند فايده نكرد ،ضربه هاي كف دست روي گردن و كپل و در صورتي كه گاز ميگيرد روي پوزه لازم است.تنبيه بايد بلا فاصله باشد تا او در يابد از او چه مي خواهند.به محض انكه اسب درسش را آموخت ، دادن پاداش واجب مي شود .نوازش،صدائي مهربان ،و يا حبه اي قند، به او مي فهماندكه پي آمد رفتار صحيحش ، خوش رفتاري است.خوش رفتاري اعتماد اسبها را جلب كرده و متكي به نفس و خوش رفتار شده و به موجوداتي دوست داشتني تبديل مي شوند.

چگونگي رفتار با اسب
اسب دو تصوير جدا از هم را به يك باره مي بيند يكي را با چشم راست و ديگري را با چشم چپ.اسب با بالا و پايين آوردن سرخود اشياء را در كانون چشمهاي خود متمركز ميكند چون مردمك چشم اسب بر خلاف مردمك چشم ما قادر به حركت و جابجائي براي تمركز بر روي اشياء نيست.
حس بويايي اسب تكامل يافته و قوي است . اسب مي تواند خانه اش ، چراگاه و دوستانش را با بوئيدن به خوبي تشخيص دهد . هر نوع شيء يا حيوان بيگانه را ارزيابي كند و
تشخيص دهد كه آيا خطر ناك است يا بي خطر . اگر حس بويائي حافظه اسب رابه كارانداخته و به ياد آورد كه آن شيء يا حيوان ناآشنا ، زماني باعث هراسش شده است
از آن شيء يا حيوان مي گريزد يا به آن حمله مي كند.
حس لامسه اسب نيز قوي است به دليل برخورداري از گيرنده هاي لامسه به راحتي قابل كنترل است بخصوص نواحي بيني ،دهان ،گوشها ، گردن ، جدوگاه و دنده هايش
بسيار حساسند .
به هنگام نزديك شدن به اسب با او صحبت كنيد تا مطمئن شويد كه متوجه شما شده است . زيرا اسبها در حالت ايستاده چرت مي زنند و ممكن است وقتي به آنها نزديك مي شويد خواب باشند و واكنش نشان دهند.به يك اسب هراسان و وحشت زده فرصت دهيد تا آرامش خود را باز يابد و سپس به كار كردن با او ادامه دهيد . اگر حيوان متوجه حضور شما نشده باشد ممكن است ترسيده و در خطر صدمه ديدن قرار گيريد . بايد سعي كنيد با حالات و تغييرات سر ، گوشها و چشمهاي اسب آشنا شويد.
عوامل محيطي مانند رعد و برق ، باد و نزولات آسماني بر چگونگي رفتار اسب اثر مي گذارند . رفتار و واكنش اسبها در روزهايي كه هوا منقلب و متغير است باروزهايي كه هواآرام است كاملاً متفاوت مي باشد . اگر اسب را در يك اصطبل انفرادي يا حصار محدود ومحصور نمائيد به راحتي به يك برنامه غذايي خاص خو مي گيردواگراين عادت را از آن بگيريد رفتارش تغييرميكند .
اسبها به راحتي رفتارهاي ناپسند را فرا مي گيرند آنها حالات و رفتار يكديگررا تقليدميكنند ثمره اين تقليد اسبهاي افساركش،لگدزن،گاز گير و هواخوار است. مي توان با درك صحيح روحيه وروان اسب و تربيت مناسب او از بروز اين رفتارهاي ناپسند و نامطلوب پيشگيري کرد. براي نزديك شدن ، گرفتن و افسار كردن اسبي كه خوب تربيت شده است نيازي به مهار فيزيكي وجود ندارد. به جاي آن مي توانيدباتكيه برشرايط وحالات روانشناسانه كسب شده از سوي اسب از بدو تولد تا كنون اورا صدا بزنيد و انتظار داشته باشيدكه توقف كند،آرام بايستد و به شما اجازه نزديك شدن و افسار بستن را بدهد . بسياري از سوار كاران دريافته اند شناخت حالات ، روحيات ، شخصيت ، رفتاراسبهادرشرايط مختلف بايكديگرفرق ميكندوهمانند ما انسانها خصوصيات روحي و رواني خاص خودرادارند.

نتيجه...

شمابه عنوان يك مالك،مربي،سواركارويامهتريك اسب باشناخت حالات و خصوصيات واخلاق اسب خودمي توانيدبه بهترين نحواوراتربيت كرده واز اودر جهت اهداف خود استفاده كنيد. درصورت شناخت رفتارهاي اسب ميتوان اين موجودزيباوقدرتمندرادرورزشهايي مثل چوگان،كورس،پرش،استقامت،درساژ ودرزمينه هاي تفريحي وآموزشي وتحقيقاتي وعلمي و بهبودصنعت پرورش ودرزمينه پزشكي استفاده نمود.حتي ميتوان درجايگاه يكي ازبهترين دوستان انسان ،اسب راقرارداد.
به بيان يكي از دوستان كه براي نخستين باراسب را از نزديك مشاهده ميكرد :
اسب انساني است كه قادر به سخنگويي نيست.

 

|+| نوشته شده توسط ماندانا شکرچیان در سه شنبه سی ام بهمن 1386  |
 
تاثير خوراک دهي بررروي رفتار اسب.(بخش 2).

اعتقاد بيشتر دارندگان اسب اين است که ذرت يا جوي دوسر ، خوراک هاي داغ هستند که مي توانند مقدار قابل ملاحظه اي انرژي را در يک لحظه در اختيار اسب قرار دهند، و کار با اسب را مشکل کنند. همچنين برخي ديگر اعتقاد دارند که بين ذرت و جوي دوسر اختلافاتي وجود دارد و تغذيه با ذرت باعث مي شود که مشکلات مربوط به بالا رفتن نشاسته، بيشتر و زودتر بروز کند. حتي برخي از اسب داران ملاس را نيز در همين رابطه به دليل قند بالاي آن مشکل زا دانسته و از دادن آن اجتناب مي کنند.
.........................
نکته جالب در اينجا اين است که ما انرژي را به عنوان يک حس رفتاري استفاده کرده ايم، در صورتي که انرژي يک وظيفه تغذيه اي به عهده دارد، و معني آن مقدار کالري موجود در خوراک است. بهر حال، تغذيه بيش از حد انرژي ( جداي از منبع تامين کننده آن ) مي تواند يکي از علل داغ کردن اسب، بخصوص در اسب هايي که مقدار زيادي از وقت خود را در روز در محيط بسته و به صورت محبوس شده مي گذرانند، باشد.
مدارکي وجود دارد دال بر اينکه در بعضي از اسب ها، ميزان نشاسته جيره روي رفتار حيوان تاثير مي گذارد. محققين گزارش کرده اند که کاهش در ميزان نشاسته جيره مي تواند کاهش در ميزان هيجانزدگي اسب را باعث شود.
تغييرات در واکنش هاي بيوشيميايي مغز ممکن است ارتباط بين نشاسته و قند جيره و رفتار حيوان را توجيه کند. سروتونين ، يک واسطه شيميايي عصبي در مغز ، بعنوان تعديل کننده رفتارهاي سريع و ناگهاني در اسب شناخته شده است. پايين آمدن ميزان سروتونين در انسان باعث بوجود آمدن رفتارهاي مربوط به افسردگي مي شود. برخي داروهاي ضد افسردگي وجود دارند که با بالا بردن سروتونين در مغز کار خود را انجام مي دهند.
رفتارهاي از سر ستيزده جويي بيشتر متاثر از بالا رفتن سروتونين مي باشد. ثابت شده که وعده هاي غذايي که ميزان گلوکز آن بالاست ( از هضم نشاسته توليد مي شود) باعث افزايش سروتونين مغز مي شوند، و به نظر مي رسد که اين افزايش مسئول بروز برخي رفتارها در نتيجه بالا رفتن ميزان قند مصرفي مي باشد. در همين راستا، ممکن است که اختلاف شديد در گلولز خود بعد از مصرف وعده غذايي پر دانه بتواند رفتار اسب ها را بر اساس فعاليت سروتونين مغز آنها تغيير دهد.
ولي قبل از اينکه اين توجيهات را قبول کنيم بايد بدانيم که براي شناخت تاثير نشاسته و قند جيره روي رفتارهاي خاص در اسب و اثبات آنها نياز به تحقيقات بيشتر و گسترده تري مي باشد.
در اين رابطه اختلافات بسيار زيادي مابين اسب ها وجود دارد، که انعکاسي از اختلافات ژنتيکي ، محيط ، و تاثيرات ديگر ترکيبات خوراک مي باشد، ولي با اين حال در برخي از اسب هايي که فعاليت زيادي داشته اند ، کاهش نشاسته جيره مفيد واقع شده است.
خوشبختانه خوراک هاي جديدي که در اسب هاي کاري بکار مي رود از تنوع انرژي زايي زيادي برخوردار مي باشند و منابع مختلف انرژي، نشاسته ، چربي و نيز فيبرهاي قابل هضم بالايي را نيز دارند مانند تفاله چغندر قند ( Beet pulp ). به همين دليل کاهش معني داري را در نشاسته و قند در مقايسه با خوراک هاي قديمي، در اختيار حيوان قرار مي دهند.

چربي و پروتئين
ادعا شده که چربي اثرات آرامش دهنده اي را روي اسب ها دارد، و حداقل يک تحقيق ( هلند و همکاران 1996) در حمايت از اين ادعا که چربي جيره باعث کاهش فعاليت در اسب ها شده است ، وجود دارد. در همين راستا ، خيلي از دارندگان و تعليم دهنده گان اسب گزارش کرده اند که اسب هايي که از مکمل چربي در جيره هاي آنها استفاده شده ، بيشتر قابليت رام شدن و تعليم ديدن را دارند. استفاده از چربي در جيره اسب هايي که در محيط بسته به سر مي برند و استفاده روزافزون آن در بين اين دسته از اسبداران ، شايد به اين دليل است که هيجان و عصبيت حيوان را کاهش مي دهد. بطور کلي اين موضوع که اثر آرام بخشي چربي، آيا واقعا مربوط به خود چربي است، يا به دليل اين است که چربي اضافه شده مي تواند جايگزين نشاسته مصرفي در جيره گردد ، براي ما روشن نشده.
عقيده بر اين است که نشاسته ، قند و پروتئين جيره، در برخي نژادهاي کوارتر، مي تواند اسب ها را دچار بيش فعالي کند. مطالعات در سگ و انسان نشان داده اند که دستکاري برخي اسيدهاي آمينه بخصوص در جيره مي تواند باعث تغيير در پرخاشگري و فعاليت بيش از حد گردد.
اگر اين مطلب براي اسب ها هم درست باشد ، بايد ديد که کدام نوع از پروتئين ها ( اسيدهاي امينه) اهميت بيشتري را در اين خصوص خواهند داشت.
مکمل هاي غذايي زيادي که اين پتانسيل را داشته باشند وبتوانند اثرات آرام بخشي را از خود بروز دهند هنوز شناخته نشده اند. چند مطالعه در اين خصوص وجود دارد، و سود مندي برخي از آنها نيز گزارش شده است. اين توليدات اغلب حاوي چندين جزء خوراکي هستند که عمومي ترين آنها، تيامين ، از گروه ويتامين هاي B است که کمبود اين ويتامين باعث ايجاد مشکلات مربوط به عملکرد مغز مي شود، آناليزهاي جيره اي نشان داده اند که بالا رفتن ميزان تيامين مي تواند باعث کاهش ناراحتي و هيجان در اسبهاي عصبي شود. تغذيه مکمل تيامين علاوه بر اينکه خطري ندارد، بلکه مي تواند روي تحريک اشتها نيز موثر باشد، ولي اينکه اثري روي اسب هاي بيش فعال و عصبي دارد يا نه هنوز به درستي معلوم نيست. مطالعات جديدتر ، مکمل سازي با منيزيم را براي اسب هاي عصبي توصيه کرده است. بيشتر اين توصيه بر اساس کمبودهايي است که در برخي جيره هاي اسب ها بوجود آمده و اسبها دچار عصبيت ، هيجان ، لرزشهاي عضلاني و تکان شدند. ولي بايد به خاطر داشت که کمبود منيزيم در اسب به ندرت بوجود مي آيد و مقاديري که در جيره هاي معمول وجود دارد معمولا بيش از نياز اسب مي باشد.
اين روزها ، تعدادي از ترکيبات گياهي به دليل بازار پسندي که دارند براي انواع و اقسام دردها به بازار آمده اند، که برخي از آنها به صورت مشابه با داروهاي مسکن عمل مي کنند. ولي تا بحال تحقيقي در رابطه با درمان اسب هاي عصبي بوسيله گياهان دارويي و موادگياهي ديده نشده است. از همه بدتر اينکه ما ايده و اطلاعي از توليدات اين چنيني مبني بر اثرات آنها بعد از هفته ها و يا ماه ها مصرف در دست نداريم. ولي براي توصيه اين مواد نيز بايد اطلاعات زيادي در رابطه با بي خطر بودن و تاثير آنها بعنوان يک ماده آرام بخش ، در دسترس باشد.
 
................
منبع :

آيا خوراک دهي روي رفتار اسب اثر دارد؟
جيره غذائي ، رفتار و خوراک دهي اسبي که در اصطبل نگهداري مي شود بطور کلي با اسبي که در محيط طبيعي زندگي مي کند فرق دارد. زماني که يک اسب به مرتع بطور آزاد دسترسي داشته باشد، در روز 16 ساعت و حتي بيشتر به چرا مشغول مي شود. معده کوچک و دستگاه گوارش بزرگ اسب که براي تخمير غذاهاي فيبري آماده شده اند حيوان را وادار ميکنند که به ريزه خواري روي بياورد. اگر در مرتع بطور آزاد و رها قرار بگيرد به علت همين خصوصيت ريزه خواري مجبور به گردش و راه رفتن مداوم خواهد بود که خود به عنوان يک ورزش طبيعي نيز محسوب مي شود. بر خلاف چنين وضعيتي را اسب هايي دارند که در اصطبل نگهداري مي شوند ، روزانه خوراک دهي شده و مواظبت مي گردند. اولين تفاوت اين نوع سيستم ها نسبت به سيستم هاي آزاد، دريافت خوراک به صورت وعده اي ( يک يا دو بار در روز ) مي باشد. اين وعده ها اغلب در يک دوره کوتاه زماني بلعيده مي شوند، که در بين وعده هاي مصرف خوراک زمان هايي به صورت بيکار و يا اختصاص داده شده به فعاليت هاي ديگر براي اسب باقي مي ماند.
اين کاهش چشمگير در زمان اختصاص يافته به مصرف خوراک اولين مشکل رفتاري در رابطه با خوراک دهي در سيستم بسته يا اصطبل مي باشد. دومين مشکل احتمالي در اين خصوص در رابطه با ساخت جيره است. براي تامين انرژي مورد درخواست جهت فعاليت هاي مدرن و تغيير يافته امروزي ، ما مجبور به فرموله کردن جيره هايي شده ايم که از نظر انرژي غلظت هاي بالايي را دارند نسبت به اسبهايي که در مرتع و بدون فعاليتهاي اضافي به خوراک هاي کاملا خشبي توليد شده در مرتع تکيه داشته اند، در اين جيره ها بطور چشمگيري از ميزان خوراک هاي فيبري کاسته شده است . همانطوريکه گفته شد، هر دوي اين عوامل مي توانند انواع خاصي از مشکلات رفتاري را در حيوان ايجاد کنند.
.................

اين تصور را نيز داشته باشيد که کاهش فعاليت هاي فيزيکي و نيز اجتماعي طبيعي که بعلت نگهداري حيوان در محيط هاي کوچک و بسته رخ مي دهد مي تواند رفتارهاي غير طبيعي را بوجود آورد. در حالت وحشي ، اسب ها دوست دارند که محيط خود را مورد کاوش قرار دهند، و هيچگاه خود را در يک منطقه کوچک و محدود که از دست صياد نتوانند فرارکنند قرار نميدهند . عدم فعاليتهاي فيزيکي و يا اجتماعي مناسب با هم گله ايها مي تواند منجر به ايجاد مشکلاتي مثل حرکت در اصطبل و حرکات زيگزاگ و نيز مشکل ماندن و عدم مصرف انرژي شده ، و زماني که حيوان در خارج از اصطبل قرار مي گيرد کار با حيوان سخت مي شود.

کاهش زمان خوراک دهي و مصرف فيبر
کاهش در فعاليت مربوط به مصرف خوراک در ارتباط با وعده هاي خوراک دهي و استفاده از جيره هايي با مواد خشبي کم ، باعث بوجود آمدن برخي رفتارهاي خاص در اسب مي شود. بجاي مصرف خوراک بيش از 16 ساعت در روز، يک اسب ممکن است حدود يک ساعت را به فعاليت هاي تغذيه اي اختصاص دهد. ليسيدن آخور، جويدن چوب ، بستر خواري ( و حتي مدفوع خواري ) مي تواند به عنوان جايگزين وقت هايي که صرف خوردن نشده گردند.

ديگر عواملي که مي توانند در اين زمينه نقش داشته باشند عبارتند از :
• مصرف مقدار کم مواد خشبي در روز
• مصادف و همزمان شدن با مصرف مقادير بالايي از کنسانتره.
............................

مصرف مقادير کم مواد خشبي / فيبر ( و مقدار زماني که اسب به فعاليت تغذيه اي مي پردازد)، نتيجه اش بالا رفتن زمان بطالت ( Down time ) بخصوص براي اسب هايي که براي مدت طولاني در روز در محيط بسته قرار مي گيرند مي باشد. محققين در بريتانيا ( مک گروي و همکاران 1995) و ديگران نشان دادند که وقتي اسب ها با جيره هاي داراي مواد خشبي کم تغذيه مي شوند، شيوع رفتارهاي خاص در آنها بيشتر مي شود ( اين جيره ها کمتر از 15 پوند به ازاي هر راس در روز براي يک اسب 1100 تا 1200 پوندي يا يک اسب 495 تا 550 کيلويي است). برخي مدارک نيز نشان دادند که استفاده از جيره هاي با فيبر بالا مي تواند به مديريت و کاهش اين رفتارهاي خاص کمک کند.
اگر بخواهيم از جنبه ديگر به اين مساله توجه کنيم، مساله مقدار استفاده از دانه ها در جيره و در بخش کنسانتره اي آن حائز اهميت مي گردد، چرا که مي تواند روي اسيدي شدن دستگاه گوارش تاثير داشته باشد. در يک مطالعه ، بالاتر رفتن تواتر يا فرکانس باعث بروز رفتارهاي خاص در اسب هايي که از جيره با دانه زياد مصرف کرده بودند شد ( نسبت 3 به 1 کنسانتره به علوفه ). رفتارهاي حيوانات در اين آزمايش در مقايسه با رفتار حيواناتي بود که از جيره هاي علوفه اي مصرف کرده بودند انجام شد. برخي منابع نشان دادند که شيوع مشکلات رفتاري زماني که از بافرها در جيره ها استفاده مي شود کاهش مي يابد، اين مواد به محدود کردن فعاليت اسيدي و اسيدي سازي در سکوم و روده بزرگ کمک مي کنند. يک نظريه در اين خصوص اين است که اسيدي شدن دستگاه گوارش باعث بروز درد نسبتا کمي در دستگاه گوارش مي شود که باعث بروز اين رفتارهاي خاص در حيوان ميشود. با محدود کردن اسيديته دستگاه گوارش ، مي توان احتمال داد که شيوع اين مشکلات نيز کاهش يابد. زمان شروع ليسيدن آخور در کره اسب ها نيز در ارتباط با تغذيه کنسانتره ميباشد. محققين بر اين اعتقادند که ليسيدن آخور مي تواند باعث افزايش جريان بزاق در حيوان گردد که خود بواسطه داشتن مواد بافري باعث کاهش ناراحتي هاي حاصل از اسيدي شدن معده و دستگاه گوارش مي شود. حتي اگر جيره ها را در رابطه با فعاليت اسيدي سازي آنها اصلاح کنيم ، هر گونه رفتار خاص بوجود آمده مثل ليسيدن آخور اغلب به صورت عادت در حيوان باقي مي ماند ...
|+| نوشته شده توسط ماندانا شکرچیان در سه شنبه سی ام بهمن 1386  |
 
 

تغذيه اسب

منابع خوراک

۱- علوفه:

الف) علوفه تازه: که ممکن است به صورت چرا در مرتع يا مستقيما" پس از برداشت به مصرف برسند. علوفه هاي جوان حاوي آب، پروتيين و خوشخوراکي بيشتري دارند. خانواده بقولات از خانواده گراسها پروتيين بيشتر و گراسها از بقولات انرژي بيشتري دارند. پس حالت مطلوب مصرف اين دو خانواده به صورت توام است.

ب) علوفه خشک: به علوفه اي اطلاق مي شود که پس از برداشت در مقابل نور آفتاب يا حرارت مصنوعي خشک مي شود و معمولا" رطوبت آن بايد به کمتر از ۱۵٪ برسد. خشک کردن علوفه در برابر خورشيد باعث افزايش ويتامين د آن مي شود. در هنگام حمل علوفه خشک بايد نهايت دقت بشود که حتي الامکان برگ علوفه که پر ارزشترين قسمت علوفه مي باشد به هدر نرود و اين کار بايد قبل از خشک شدن کامل انجام شود.

ج) علوفه سيلو شده: يکي از روشهاي نگهداري علوفه در طولاني مدت است که در اين روش علوفه تازه با حدود ۷۰٪ رطوبت را روي هم انباشته کرده و با پوشانيدن روي آن عمليات تخمير انجام مي گيرد. عمل تخمير باعث پايداري و ثبات علوفه مي گردد و از فساد آن جلوگيري مي کند. براي تهيه سيلوي خوب ۳ شرط مهم بايد تحقق يابد: ۱- خارج کردن هوا توسط فشردن علوفه، ۲- جلوگيري از ورود و خروج هوا، ۳- پايين آوردن PH تا ۵/۴. هر چه تخمير لاکتيک در سيلو بيشتر باشد مفيدتر است (بوتيريک مفيد نيست).

د) علوفه مرتعي: از چراگاههايي حاصل مي شوند که به صورت طبيعي رويش دارند. علوفه مرتعي بسته به اينکه از چه گونه اي باشد ارزش غذايي آن متفاوت است. مرتع هر چه از بقولات غني تر باشد ارزش غذايي آن بالاتر و حاوي پروتيين بيشتري است.

برخي از علوفه هاي مناسب براي اسب بر اساس خانواده عبارتند از:

بقولات: يونجه، انواع شبدرها، اسپرس و .... از نظر پروتيين، کلسيم، ويتامينهاي آ، اي و کا، غنيند.

گراسها: جو، گندم، ذرت، يولاف، مرغ و .... پروتيين آنها کمتر از بقولات ولي انرژي آنها بيشتر است.

۲- خوراکهاي انرژي زا:

غالبا" الياف خام آنها کمتر از ۱۸٪ و پروتيين آنها کمتر از ۲۰٪ است. انرژي زايي بالايي دارند و مهمترين آنها عبارتند از:

الف)غلات: به بذور گراسها گفته مي شود مثل، جو، ذرت، چاودار، سورگوم، يولاف، گندم و .... در اين دانه ها مقدار قابل توجهي نشاسته ذخيره مي شود، که به عنوان ذخيره انرژي به حساب مي آيد. رطوبت آنها براي انبار کردن بايد به حدود ۱۲٪ برسد. غلات از نظر ويتامين آ ضعيف هستند (به جز ذرت) و اسيدهاي آمينه متيونين و ليزين در پروتيين آنها کم است. عموما" از نظر کلسيم فقير و از لحاظ فسفر غني هستند.

مهمترين غله مورد استفاده در خوراک اسب جو مي باشد. ذرت و يولاف نيز مصرف بسياري دارند.

ب) فرآورده هاي فرعي غلات: مانند جنين ذرت و آرد جنين گندم.

ج) ملاسها: مهمترين آنها ملاس چغندرقند و نيشکر است که محصول فرعي کارخانجات تهيه قند از چغندرقند و نيشکر هستند. به دليل اثر مسهلي که دارند مصرف آنها محدوديت دارد.

د) ريشه ها و غده ها: آب زيادي دارند و به علت پايين بودن سلولز قابليت هضم بالايي دارند. انرژي زايي نسبتا" بالايي دارند. بايد در هنگام مصرف توجه داشت که خاک آلود نباشند. مهمترين آنها چغندر علوفه اي و چغندرقند، سيب زميني و هويج مي باشند. برخي داراري محدوديت مصرفند.

هـ) چربيها و روغن ها: چربيها معمولا" در دماي اتاق جامد و روغنها مايع هستند. ۲۵/۲ برابر کربوئيدراتها انرژي توليد مي کنند. محدوديت مصرف داشته و کاربرد آنها ظرافت خاصي را مي طلبد. به هنگام مصرف آنها ويتامينهاي محلول در چربي مثل آ، د، اي و کا بهتر جذب مي شوند. بر دو نوع دامي و گياهي هستند. نوع گياهي بر نوع دامي ارجحيت دارد.

۳- مکملهاي پروتييني:

به مواد خوراکي اطلاق مي شود که حداقل ۲۰٪ پروتيين داشته باشند. مکملهاي پروتييني يا منشا گياهي دارند يا منشا حيواني. مواد پروتييني دامي از لحاظ تنوع اسيدهاي آمينه تشکيل دهنده آن غني ترند و ارزش بيولوژيکي بالاتري نسبت به دسته گياهي دارند ولي از لحاظ قيمت بالاترند.

مکملهاي پروتييني گياهي، تفاله دانه هاي روغني پس از استخراج روغن آنها هستند که به آنها کنجاله اطلاق مي شود. بسته به روش استخراج روغن که شيميايي يا مکانيکي باشد درصد پروتيين آنها فرق مي کند. مهمترين کنجاله هاي مصرفي عبارتند از: سويا، تخم پنبه، بادام زميني، آفتابگردان، منداب و گلرنگ. اين کنجاله ها هر کدام به علت وجود برخي مواد داراري محدوديت مصرف هستند.

مکملهاي پروتييني دامي: مانند، پودر ماهي، پودر گوشت و استخوان، پودر خون، پودر پر، شير پس چرخ، پودر آب پنير و کشک. اين گروه در خوراک اسب مصرف چنداني ندارند و گران قيمتند.

مکملهاي پروتييني تک سلولي نيز وجود دارند که حاصل کشت ميکرواورگانيسم هاي تک سلولي مثل قارچ، باکتري و جلبک بر روي محيط هاي اختصاصي کاه، کلش، ملاس و ضايعات کشاورزي پرورش مي يابند.

از ازت غير پروتييني مانند اوره هم به ميزان بسيار اندک مي توان استفاده کرد که به دليل خطرناک بودن و جذب بالاي آن در اسب معمول نيست.

۴- ضايعات و پس مانده هاي کشاورزي:

به اقلامي از مواد خوراکي اطلاق مي شود که هدف اصلي، توليد آن محصولات نبوده ولي در کنار محصول اصلي اين اقلام توليد شده اند که به شکلي در غذاي دام کاربرد دارند. تفاله نيشکر، تفاله چغندر قند، ملاس چغندرقند و نيشکر، برگ و طوقه چغندر قند و سبوسهاي گندم و برنج از مهمترين و پر مصرفترين اين اقلام هستند.

۵- مکمل هاي معدني:

تامين کننده کمبود مواد معدني موجود در خوراک هستند و غالبا" به صورت آجر ليسيدني در اختيار اسب گذاشته شده و بعضا" مانند کربنات کلسيم، نمک طعام و مواد معدني به خوراک افزوده مي شوند.

۶- مکمل هاي ويتامينيه:

در صورتي که خوراک از لحاظ ويتامينها ضعيف باشد يا مثلا اسب در معرض آفتاب نباشد تا ويتامين د در بدنش ساخته شود مي توان ويتامينها را به خوراک افزود.

۷- افزودنيهاي خوراک:

موادي که به خوراک افزوده شده و باعث افزايش کارآيي مي شوند جزو اين گروه تعريف مي شوند مانند: آنتي بيوتيکهاي غذايي، هورمونها، آنزيمها و محرک هاي رشد.

 

فرآوري و غني سازي مواد خوراکي

مواد خوراکي را به روشهاي مختلف مي توان فرآوري کرد. اين روشها ممکن است فيزيکي، شيميايي، ميکروبي يا توام باشند.

روشهاي فيزيکي مانند، خرد کردن علوفه، بلغور کردن غلات و .... از روشهاي شيميايي مي توان به غني سازي کاه با آمونياک و بيولوژيکي به اضافه کردن آنزيم سلولاز، پکتيناز، زايلاز و يا قارچهاي تک سلولي و مخمر اشاره کرد. از اين روشها به صورت توام هم مي توان استفاده کرد.

 

روشهاي تعيين مقدار خوراک مصرفي

به منظور تعيين خوراک اسب در دوره هاي مختلف فيزيولوژيکي بايد احتياجات نگهداري و توليد را برآورد نماييم و بر اساس آن مبادرت به تنظيم جيره بنماييم. بديهي است احتياجات توليد نيز مشابه نمي باشد، مثلا" دام جواني که در حال رشد است نياز به پروتيين و مواد معدني بيشتري در جيره غذايي دارد و يک ماديان شيرده به انرژي بالاتري نياز دارد. ميزان احتياجات را مي توان به صورت کمي و يا به صورت درصدي از جيره بيان کرد. همچنين براي بيان احتياجات ممکن است از اشکال مختلف مغذي استفاده شود مانند، پروتيين خام، پروتيين قابل هضم، انرژي قابل هضم، انرژي کل و ...، نکته اي که اهميت دارد اين است که از هر شکلي که براي بيان احتياجات استفاده مي شود بايد از همان شکل نيز در تنظيم جيره استفاده شود.

۱- احتياجات نگهداري: زمانيکه اسب هيچگونه فعاليت و توليدي اعم از شير، کار، افزايش وزن، رشد و ... نداشته باشد، در حال نگهداري است که اصولا" ميزان جيره غذايي بايد به حدي باشد که تغيير در وزن و حتي در ترکيبات بدن ايجاد ننمايد.

۲- احتياجات توليد: نياز هاي غذايي اسب در هنگامي که توليدي دارد بيشتر مي شود و بر اساس آن بايد جيره را تنظيم نمود. مانند، آبستني، کشش، شيرواري، رشد، پرش، اسبدواني و ....

تنظيم جيره

يکي از مهمترين بخشهاي علم تغذيه است. جيره غذايي روزانه متعادل عبارت است از مقدار خوراکي که داراي انرژي و مواد مغذي مختلف به مقدار و نسبت صحيحي باشد به طوري که بتواند احتياجات اسب را به مدت ۲۴ ساعت به نحو مطلوبي تامين نمايد. براي تهيه جيره غذايي بايد جداول استاندارد احتياجات غذايي و که نشان دهنده مقادير مواد مغذي مورد نياز حيوان است را در اختيار داشته باشيم. علاوه بر آن جدولي که ترکيبات خوراک را از نظر مواد مغذي مختلف نشان مي دهد نيز لازم است. جداول استاندارد غذايي دو اطلاعات به ما مي دهند: الف) احتياجات غذايي، ب) تجزيه مواد خوراکي. اين جداول به خوشخوراکي، اقتصادي بودن، وضعيت فيزيکي خوراک، تفاوت هاي فردي اسب، اقليم اسب، وضعيت مديريتي و ... اشاره اي ندارند. مهمترين جدول غذايي و احتياجات، جدول NRC مي باشد که مربوط به کشور آمريکاست.

براي جيره نويسي لازمست که اقلام خوراکي در دسترس را بشناسيم، مواد مغذي هر ماده خوراکي را بدانيم، از قيمت هر کدام مطلع بوده و محدوديتهاي مصرف آنها را با دقت در نظر بگيريم تا بتوانيم جيره اي تهيه کنيم که کليه نيازهاي حيوان را برآورده کرده، خوشخوراک باشد و به لحاظ اقتصادي ارزانترين باشد.

پس از تنظيم جيره استفاده از آن بهتر است ارزيابي مرتب روي بازده آن انجام شود تا چنانچه نياز به اصلاحاتي دارد در جيره نويسي هاي بعدي انجام شود.

 

 

|+| نوشته شده توسط ماندانا شکرچیان در سه شنبه سی ام بهمن 1386  |
 

 

اصلاح سم و نعلبندي

ساختمان سم

سم شامل سه قسمت ديواره، کف و قوباغه است که تمامي آنها از جنس شاخي بوده و احساس ندارند و به همين علت است که مي توان آنها را بريد و يا ميخ به درون آنها کوبيد. تفاوت اين قسمتها در ميزان رطوبت موجود در آنهاست که در قورباغه بيشترين و در ديواره کمترين ميزان رطوبت وجود دارد. بالاي سم تاج قرار دارد که رشد سم از آن قسمت صورت مي گيرد، پس سم از بالا به پايين رشد مي کند مانند ناخن انسان.

ديواره قسمتي است که وقتي سم در حالت عادي روي زمين قرار دارد ما از سم مي بينيم، در اطراف سم کشيده شده و سم را در تمام جهات محافظت مي کند. روي ديواره يک لايه محافظ قرار دارد که از تبخير رطوبت سم که در زير لايه شاخي است جلوگيري مي کند و آنچه مهم است اين است که نبايد اين لايه محافظ را مثلا" با سوهان زدن از بين برد چون باعث خشک و شکننده شدن سم مي شود.

کف سم سطح زميني سم را مي پوشاند و عمل آن محافظت از هرگونه جراحت از پايين به سم است. نکته قابل توجه که متاسفانه کمتر مورد دقت قرار مي گيرد اينکه نعلبند بايد از تراشيدن زياد و نازک کردن اين ناحيه خودداري کند. يک مورد جالب آنکه کف سم کمي انحنا دارد و کاملا" تخت و صاف نيست، تقعر دارد و گود است و اتکاء اسب به ديواره هاست و اين باعث مي شود که نوعي چسبندگي قلاب مانند با زمين ايجاد شود و در نتيجه سم فقط با برداشتن از روي زمين قابل حرکت است و اين مساله باعث عدم لغزش و سر خوردن اسب مي شود.

ساختمان سم

قورباغه يکي از مهمترين قسمتهاي سم است که سه عمل مهم انجام مي دهد. اول آنکه نخستين محلي از سم که موقع گذاشتن پا به زمين مي آيد قورباغه است و با توجه به جنس آن، قورباغه مانند عاج کفش باعث چسبندگي و عدم ليزخوردن مي شود. همچنين شکل مخصوص آن که در جلو نوک تيز و در عقب پهن است در موقع سواري به جلو تمايل يافته و به قدرت ترمزي آن کمک مي کند، ضمن آنکه شيارهاي مرکزي و کناري آن هم در وظيفه ضد سرخوردن قورباغه موثر است.

دومين کار قورباغه خاصيت ضربه گيري و تقسيم فشار آن است که در موقع تماس پا با زمين کمي از فشار را جذب و بقيه را به طرف بالا و به بالشتک نرم ميان پا و بالاي قورباغه منتقل مي کند و نيز باعث تقسيم فشار به طور مساوي مي شود.

سومين عمل مهم قورباغه وظيفه پمپاژ خون است که مانند قلب دوم عمل مي کند و اگر با زمين تماس نداشته باشد به مرور سم جمع مي شود.

جالب اينکه قورباغه هر چه بيشتر کار کند بزرگتر و قويتر مي شود، پس بايد توجه داشت که پس از نعلبندي در حرکت قورباغه با زمين تماس داشته باشد تا خوب عمل کند.

 

نعلبندي

نعلبندي يعني اندازه نمودن و جفت کردن يک حلقه آهن يا استيل به پاي اسب که مانع از فرسايش بيش از حد ديواره و کف سم و زخم سم و لنگش مي شود.

نعلبندي شش مرحله مشخص دارد که عبارتند از:

۱- نعل برداري: پا را بالا آورده و به کمک چکش و تيزبر پرچ ميخها را انجام داده سپس از سمت پاشنه به کمک گاز انبر و به صورت اهرمي شروع به برداشتن نعل مي کنيم. بايد مراقب بود که ميخها به ديواره آسيبي نرساند و همه ميخها خارج شده باشند.

۲- قيار (آماده سازي): در اين مرحله سم را براي زدن نعل جديد آماده می کنند که بيشتر شامل برداشتن بافت شاخي سم، ديواره، قطعات جدا شده و خراشيده کف و قورباغه مي باشد که به دليل وجود نعل ساييده نشده اند و بلند شده، پس بايد به اندازه طبيعي خود برگردند. براي قيار بيشتر از چاقوي سم تراش استفاده مي شود ضمن آنکه به کمک چکش و چاقوي سم بري و نيز گاز سم چين مي توان قسمتهاي لازم را کوتاه کرد. در اين مرحله بريدن سم به اندازه کافي، رعايت نسبت ارتفاع پاشنه به پنجه و تراشيدن سم در سمت داخل و خارج آن به يک اندازه مهم است. در پايان سطح زميني سم را سوهان زده و صاف مي کنيم.

۳- آهنگري و نعل سازي: تسمه هاي آهني و دراز را در کوره سرخ کرده و با استفاده از ضربات چکش به شکل نعل دست يا پا در آورده و سپس سوراخ مي کنند. همچنين از نعلهاي آماده هم مي توان استفاده کرد.

۴- نعلبندي و اندازه نمودن نعل: دو روش نعل بندي وجود دارد، يکي نعل بندي گرم که نعل ساخته شده در مرحله قبل را موقعيکه هنوز کمي داغ است با انبر مخصوص گرفته و متناسب با اندازه سم آن را تنگ يا گشاد کرده و در صورت نياز کوتاه مي کنند سپس بر روي سم گذاشته تا به اندازه نعل بافت شاخي را بسوزاند، اين يک روش کامل است.

روش دوم نعل بندي سرد است که نعل آماده را استفاده مي کنند و نيازي به کوره ندارد.

۵- ميخکوبي: نعل آماده و اندازه شده را روي سم قرار داده، يکي از ميخهاي پنجه را کوبيده و سپس با جابجايي نعل آن را در جاي اصلي خود قرار مي دهيم به طوريکه پنجه و پاشنه در مکان اصلي خود قرار بگيرند. ميخها را يکي بعد از ديگري به آرامي و با دقت بسيار کوبيده و مراقب هستيم که سر ميخ نه زياد بالاي سم و نه زياد پايين آن بيرون آيد. سپس سر ميخها را با قلاب چکش کاملا" برگردانده و آن را مي برند و فقط به اندازه اي باقي مي گذارند که بتوان آن را پرچ کرد. معمولا" چهار ميخ در سمت خارج و سه ميخ در سمت داخل استفاده مي شود. نوک ميخها به صورت مورب است که سمت مورب آن بايد به طرف داخل و سمت صاف آن به سمت خارج باشد تا ميخ وارد بافت زنده سم نشود.

۶- پرداخت، اتمام و تکميل: نعلبند قسمت پرچ شده ميخ را محکم کرده و با چکش کاملا" مي خواباند و در آخر آنها را با سوهان نرم و صاف مي نمايد. در پايان لبه هاي تيز ديواره سم را با سوهان صاف مي کنيم و تا از بريدن و تکه شدن ديواره جلوگيري به عمل آيد
تغذيه و سلامتي اسب.

مواد مغذي مورد احتياج يک اسب بوسيله وزن ، سن ، سطح فعاليت ، وضعيت توليد مثلي ، شرايط محيطي ، سرعت رشد و غيره مشخص ميشود . اسبهاي بالغ نسبتا به مواد پروتئيني کمتري احتياج دارند .
علوفه ، به شکل يونجه خشک و يا گياهان مرتعي براي ادامه فعاليت دستگاه گوارش اسب از احتياجات اساسي ميباشد. بر خلاف نشخوارکنندگان ، اسبها تک معده اي هستند. غذا (علوفه) از ميان معده و روده کوچک به طور نسبتا سريع ميگذرد و علوفه هضم شده به بخش انتهايي دستگاه گوارش جائيکه توسط روند تخمير شکسته ميشود ، فرستاده ميشود . سرعتي که طي آن خوراک از روده کوچک ميگذرد ، مستقيما بر راندمان استفاده از خوراک و جذب مواد مغذي تاثير دارد. بنابراين مهم است که کيفيت ، قابليت دسترسي بيولوژيکي و تعادل خوراک در سطح بالايي باشد . خيلي از مواد مغذي مورد احتياج اسبها در روده بزرگ جذب ميشود . ميکرواورگانيسمهاي سودمند در روده بزرگ مواد غذايي را ميشکنند و تبديل به اسيدهاي آلي ، پروتئين ، ويتامينهاي ب-کمپلکس و گاز ميکنند . علاوه بر اين ، روده بزرگ ، فيبرهايي که اسب ناتوان به هضم آن ميباشد را تجزيه ميکند. تخمير فيبر منبع اصلي توليد اسيدهاي آلي ميباشد که مورد نياز اسب به عنوان منبع انرژي ميباشد . کارايي روند تخمير توسط نوع و بالانس ميکرواورگانيسمهاي سودمند در روده مشخص ميشود .
ميکرواورگانيسمهاي مفيد ساختن گازها و اسيدها را در روده کاهش ميدهد و کمک به کاهش کوليک ميکند .
اگر انرژي در رژيم غذايي اسبها پائين باشد، پروتئين ميتواند به انرژي تبديل شود . بيماريهاي ارتوپديک ( مربوط به اندامهاي حرکتي ) پيشرفته شامل : بيماريهاي جسمي ،Osteo Chondritis Dissecans) OCD ) و اتصال تاندونها ، مشکلاتي هستند که با رشد کره ها در ارتباطند. اين مشکلات ميتواند با کاهش انرژي مصرفي کم شوند .
اسبها براي رشد و نمو عضلات ، نمو پوست و مو ، توليد مثل ، شيردهي ، و ترميم بافتهاي بدن به پروتئين احتياج دارند . کيفيت پروتئين (مقدار آمينواسيدهاي ضروري آنها) و همچنين ميزان کلي پروتئين مهم است . در زمان تغذيه به کره ها ، بايد به کيفيت پروتئين و جذب پروتئين و سطح فعاليت توجه داشت . يک برنامه غذايي منظم کارآيي غذا را افزايش ميدهد .
لايزين (يک اسيد آمينه ضروري) مورد نيازبراي کره هاي تازه از شير گرفته شده تا يکساله 6/0 تا 7/0 درصد و براي کره هاي يکساله تا 18 ماهه 5/0 درصد ميباشد . استفاده از جيره هاي متعادل حاوي علوفه خشک با کيفيت بالا و يا علوفه خشبي به همراه دانه غلات با کيفيت ميتواند تعادل اسيدهاي آمينه را براي کليه گروه هاي اسب تامين نمايد .
مشکلاتي که در رابطه با خوراک در اسبهاي بالغ اتفاق مي افتد کوليک و لاميناتيس (لنگش) ميباشد . عموما کوليک از تغييرات ناگهاني در رژيم غذايي ايجاد ميشود . لاميناتيس ، بيماري سم ميباشد که باعث لنگش ميشود و از مصرف زياد غذاهاي پر انرژي ايجاد ميشود .
اسبها به رژيم غذايي متعادل که براساس اندازه ، سن ، سطح فعاليت ، بارداري و غيره فرموله شده اند نياز دارند .مقدار جيره روزانه اسب بايد توسط وزن بر خلاف حجم فرمول بندي شود . مکملها ، ويتامينها و مواد معدني بايد به اندازه لازم در جيره لحاظ گردند و از استفاده بيش از حد آنها اجتناب کرد .
علوفه ها معمولا داراي اوره بوده (مواد نيتروژن دار غير پروتئيني) و نبايد به اسبها خورانده شوند .
بر خلاف باورهاي مرسوم ، پروتئين بيش از حد معمول باعث رشد ماهيچه ها در اسب نميگردند . پروتئين اضافي به کالري (انرژي) و اوره تجزيه ميشود که به صورت ادرار دفع ميگردد .
بسته به شرايط محيطي و سطح فعاليت يک اسب از نصف تا يک گالن آب در هر 4/45 کيلوگرم وزن اسب در روز نياز است .
مواد معدني و نمک به مقدار ناچيز و بطور آزاد خورانده شود .
اسبهايي با وزن 4/45 کيلوگرم در هر روز به 14/1 تا 40/1 کيلوگرمد خوراک احتياج دارند ، که شامل حداقل يک کيلوگرم علوفه يا يونجه خوب ميباشد . از دادن جو و يونجه هاي کثيف ، نمکدار و کپکي اجتناب کنيد که ميتواند باعث سوء هاضمه و مشکلات تنفسي شود .
هر زمان که امکان داد اسبها بايد به صورت انفرادي خوراک داده شوند . اين امر ميتواند در اسبهاي پرخاشگر از پر خوري جلوگيري کند .
هيچگاه در درمان اسبها از داروي رومنزين (نوعي آنتي بيوتيک) استفاده نکنيد . رومنزين يک محرک رشد ميباشد که ميتواند باعث مرگ و مير در اسبها شود .
از وادار کردن اسبها به فعاليت و کار پس از خوراکدهي دوري کنيد ، و به اسبها اجازه دهيد يک تا 2 ساعت غذا را هضم کنند .
دندانهاي اسب بايد بطور منظم چک شده و سوهان زده شود .
انگل زدايي در اسبها در طي يک برنامه منظم از مشکلات گوارشي و خوني جلوگيري ميکند . همچنين از تغييرات ناگهاني در نوع تغذيه و مصرف آن توسط حيوان بايد اجتناب کرد .
نظر بدهید

تغذيه
جيره غذايي اسب ميتواند به صورت هاي زير طبقه بندي شود :

- جيره غذايي صحيح و علمي كه همه مواد مغذي در آن به اندازه قابل قبول وجود دارد .
- جيره روزانه اي كه توسط دامدار براي اسب تهيه ميشود .
- جيره اي كه واقعا اسب مصرف مينمايد و ممكن است با آنچه متخصص تغذيه و يا دامدار در نظر گرفته كاملا متفاوت باشد .

تغذيه اسب هم به منزله يك علم و هم يك هنر ميباشد . متخصصين تغذيه و صاحبان اسب بايد قادر باشند تعادلي را بين اين دو ايجاد نمايند . شخصي كه هر روز با اسب سر و كار دارد بهترين كسي است كه در به كارگيري كامل استعدادهاي اسب ميتواند تصميم گيري نمايد . اين اطلاعات ميتواند توسط متخصصين تغذيه كه راهنمايي تامين احتياجات غذاي اسب را تنظيم ميكنند , مورد استفاده قرار گيرد . توانايي تشخيص تفاوت هاي فردي و تنظيم حساب شده روابط آنها هنر علم تغذيه است .

اسبها براي حفظ سلامتي و انجام صحيح فعاليتهاي مختلف به حدود 40 ماده مغذي نياز دارند كه بايد اين مواد به مقدار كافي در اختيار حيوان قرار گيرد . مواد ياد شده جزو يكي از 6 دسته زير هستند :

- كربو هيدرات ها
- پروتئين ها
- چربي ها
- مواد معدني
- ويتامين ها
- آب
-
اسب ها معمولا از جيره اي شامل علوفه خشك , يولاف و سبوس مصرف ميكنند . بدين ترتيب ميزان كنسانتره خوراك نيز به ميزان و نوع كاري كه اسب انجام ميدهد وابسته است . اما امروزه تنظيم يك جيره با استفاده از مواد مختلف غذايي و مكمل هاي موجود نه تنها كاري آسان نيست بلكه بسيار پيچيده و نيازمند محاسبات فراوان است . بنابر اين براي اتخاذ تصميم درباره چگونگي تغذيه اسب ها بايد به موارد مختلفي توجه داشت . از جمله :

- نحوه دسترسي به خوراك
- قيمت هر يك از اجزائ جيره
- نيازمنديهاي غذايي اسبها
- كيفيت خوراك
- مقدار مواد مغذي هر خوراك
-
خوراك اسب ها به دو دسته عمده تقسيم ميشوند :

1 . خوراكهاي علوفه اي ( فيبري ) 2 . كنسانتره ( مواد غذايي متراكم )

يك جيره مناسب بايد انرژي , پروتئين , چربي , مواد معدني , انواع ويتامين ها و آب را در حد كافي تامين نمايد تا اسب سرزنده و سالم بوده , توانايي انجام فعاليتهاي مورد انتظار را داشته باشد . نيازهاي غذايي اسب ها به عوامل متعددي مربوط است كه از آنها ميتوان به موارد زير اشاره كرد :
اندازه بدن - وضعيت بدن – نوع فعاليت – اشتها – سن – مرحله توليد مثلي – سلامتي – محيط – مديريت

همچنين قوانيني نيز وجود دارد كه بايد در تغذيه اسب رعايت شود :
- تغذيه با توجه به وزن خوراك و نه حجم آن
- تغذيه به تناسب ميزان مورد نياز بدن
- تغذيه به ميزان كمتر از اشتهاي كامل حيوان
- تغذيه بيشتر علوفه و مواد خشبي و تا حد امكان استفاده كمتر از مواد خوراكي متراكم ( كنسانتره )
- تغذيه با توجه به وزن اسب
- اصلاح و تغيير جيره در صورت لزوم
- كرم كشي منظم
- بازبيني دندانها به طور منظم .

در مورد مكمل ها نيز بايد بدانيد كه تنها استفاده از يك مكمل عامل كسب موفقيت نيست بلكه در صورتي كه بتوانيد كمبودها و عدم تعادل جيره را برطرف نماييد موثر خواهد بود . بنابر اين قبل از انتخاب مكمل لازم است از خود بپرسيد اسبتان چه چيزي كم دارد و به چه نوع مكملي نياز دارد . براي اين كار ميتوانيد نظر يك متخصص تغذيه يا دامپزشكي با تجربه را جويا شويد .

در هفته هاي آينده به بسط و توسعه بيشتر موارد فوق و ارائه جزئيات بيشتر خواهيم پرداخت . همچنين براي مطالعه دقيقتر ميتوانيد به منبع مورد استفاده ( خوراك و خوراك دادن اسب نوشته سارا پيلينر , ترجمه دكتر حافظيان و مهندس شاهسواراني ) مرجعه نماييد

|+| نوشته شده توسط ماندانا شکرچیان در سه شنبه سی ام بهمن 1386  |
 

آداب و قوانين سرگروهي در گشت و كار آزاد در صحرا

اگر شما در صحرا راهنما و سرگروه ، عده اي سواركار هستيد با رعايت نكات زير مي توانيد گشتي ايمن و رضايت بخشي براي افراد گروه فرآهم كنيد ، اين گشت مي تواند با گروهي بزرگ و يا كوچك  باشد كه بقصد تفرج وتنوع به بيرون از شهر مي روند.

    ·     اين وضوع را هميشه در نظر داشته باشيد كه همه اسبها و سواركاران با گامهاي انتقالي (قدم يه يورتمه و يا يورتمه به چهارنعل ) وفق ندارند و ممكن است براي آنها ايجاد اشكال كند .

    ·      هميشه بعنوان سرگروه با گامي حركت كنيد كه همه افراد گروه بتوانند با آن گام حركت كنند . اگر از حركات انتقالي در گشت استفاده مي شود هميشه بصورت سمعي و بصري كليه اعضاء گروه را زير نظر داشته باشيد و از آرامش و ايمني آنها مطمئن شويد و در صورتي كه احساس كرديد كه تحمل وضعيت موجود براي حتي يكي از افراد گروه مشكل است به سرعت ، گام اسب را آهسته كنيد ( مثلا يورتمه به قدم ) .

    ·       رويه اي ثابت را براي تغيير گام و حركت هاي انتقالي مستقيم و انتقالي معكوس اتخاذ كنيد . هيچگاه بصورت ناگهاني از سرعت خود نكاهيد و يا ايست نكنيد چرا كه اسبها به سرعت به هم نزديك شده و فاصله رعايت شده به هم مي خورد . اگر قصد اين كار را داريد با علامت دست و يا صدا ديگران را هوشيار كنيد و پس از اينكه از سرعت خود كاستند شما هم اسب خود را به گامي آرامتر و يا ايست فرا خوانيد .

    ·      در حين گشت و يا كار در صحرا هيچگاه اسبها را ناگهان به تاخت و يا چهار نعل نياندازيد زيرا اين عمل باعث مي شود كه ساير اسبها به هيجان آمده و در بعضي اوقات در حين برگشت اين موضوع ، حتي براي سواركاران خبره هم بسيار مخاطره آميز است و سررشته  گروه از دست راهنما و سرگروه خارج  مي شود . تمامي موارد فوق حتي با شروع حركت هاي  ذكر شده مي تواند توسط اسبي از اسبهاي گروه ‌، هم اتفاق بيافتد.

    ·      همواره اطراف و عوارض زمين را در نظر داشته باشيد . در مناطق جنگلي فاصله سواركاران را از يكديگر بيشتر كنيد زيرا ممكن است شاخه هائي كه بر اثر حركت اسب و سوار جلوئي به حركت درآمده اند .به اسب و سواركار پشتي اصابت كرده و اسب را به واكنش وادارد . در مناطق ناشناخته و صعب العبور حتي الامكان از ايمن ترين گام اسب (قدم) استفاده كنيد تا از آن منطقه رد شويد .

    ·      با چشماني تيزبين و هوشيار كليه موانع و خطرهاي در كمين را شناسائي كرده و به سايرين اطلاع دهيد . اگر پيش بيني مي كنيد كه ممكن است عامل خارجي باعث به هيجان آمدن اسبها شود به ديگران هشدار دهيد ( مثلا صداي ناگهاني ، تكان ناگهاني بوته و يا شاخه و …… ) اگر چاله و يا گودي ديديد كه ممكن است دست و پاي اسب در آن فرو رود ، مطمئن شويد كه ساير اعضاء گروه هم از وجود آن آگاه هستند . سرگروه بايد سوار بر اسبي هوشيار بوده و علاوه بر آن خود با هوشياري ، افراد گروه را از هر خطر احتمالي بر حذر دارد .

    ·      موقعيت هر يك از افراد را در گروه مشخص كنيد و در طول مسير با تغيير آن سعي كنيد كه جاي آنها را عوض كنيد تا همگي به يك اندازه از مواهب و چشم اندازها لذت ببرند . ( در برگشت نفر انتها به ابتداي گروه منتقل شود و يا افرادي كه در وسط گروه هستند به نوبت به ابتداي گروه بيايند و در فاصله هاي زماني مشخص اين جايگاه را با ديگران عوض كنند).

    ·      هيچگاه اجازه ندهيد  اسبهائي كه به آرامي حركت مي كنند ، با گروه فاصله بگيرند چرا كه امكان دارد، اسب جا مانده از گروه به هيجان آمده و شروع به نافرماني كند و يا جفتك بزند كه عواقب خوشايندي ندارد . هيچگاه صلاح نيست اسبي كه از گروه عقب افتاده است با گامي تندتر به گروه نزديك شود زيرا ساير اسبها را به هيجان آورده و باعث بهم خوردگي نظم و كنترل گروه مي شود .

    ·      براي جلوگيري از بوجود آمدن صحنه هائي مانند آنچه در بالا ذكر شد ، مي بايست گامي را براي گروه انتخاب كرد تا كليه اعضاء بصورت يكنواخت مسير را طي كنند .

 

صفات مطلوب در ارزيابي اسب: conformation

3 سري ديدگاه درخصوص ارزيابي تيپ در اسب وجود دارد. 1) كانفرميشن يا تناسب اندام از نقطه نظر اين ديدگاه مهم تركيب مناسب اندام‌ها و اعضاي بدن است در كنار همديگر و بدست دادن وضعيت قابل قبولي از عملكرد حيوان مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

2) ديدگاه فانكشنال functional: صفاتي را در اين گروه مورد بررسي قرار مي‌دهند كه به دوام عمر اسب مربوط مي‌شود. (مثلاً اسب لنگش نداشته باشد، كور نباشد، مشكلات تنفسي نداشته باشد و...)

3) ديدگاه شورينگ Show Ring

صفات مربوط در اسب‌هاي خونگرم: پيشاني بايد عريض وسيع و مسطح و صاف باشد از ديدگاه زيبايي شناسي اگر پيشاني اسب بالاتر از روبيني آن باشد.

روبيني اگر پهن باشد (Dish face) زيباتر نشان مي‌دهد اگر روبيني خيلي برآمده باشد حالت گوسفندي مي‌گيرد. اگر پيشاني خيلي برجسته باشد حالت خرگوش مي‌گيرد. ناحيه مغزين بايد خيلي وسيع و بزرگ باشد اين ناحيه به جهت اعمال تنفس خيلي مهم مي‌باشد. مغزين نبايد در حالت استراحت تكان زيادي بخورد و بعد از كار بايد سريعاً متوقف شود در غير اينصورت مشكل تنفسي دارد. لب بايد باريك و محكم باشد اين ناحيه بايد كلين clean باشد. طوري باشد كه رباط‌ها و اتصالات قابل ديد باشند و پوست كاملاً چسبيده باشد.

چشم بايد شفاف و برجسته و پلك‌ها با شيب منظم روي چشم قرار بگيرد مهم‌ترين اختلال چشم كوري است كه علارغم زيبايي اسب غيرقابل چشم‌پوشي نيست.

1ـ اسب‌هاي چشم شيشه‌اي: در اين اسب‌ها عنبيه رنگدانه ندارد.

2ـ اسب‌هاي چشم خمار

3ـ چشم قوشي: در اسب‌هاي سمندي كه چشمشان قهوه‌اي رنگ است)

4ـ اينراپيون: حالتي است در چشم كه مژه‌هاي پلك پايين به داخل چشم منحرف مي‌شود.

5ـ اكستراپيون: حالتي است كه پلك به بيرون برمي‌گردد و بيرون مي‌زند.

گودي بالاي چشم هرچه بيشتر باشد حيوان پيرتر است. بعضي اسبداران با تزريق آب سعي در پر كردن اين گودي دارند تا اسبشان پير نشان ندهد. اما اگر با انگشت به آن ناحيه فشار دهيم و صداي جِزجِز شنيده شد اين تقلب برملا مي‌شود.

گوش كوچك يا متوسط زيباست اما گوش بزرگ نازيبا به نظر مي‌رسد. زنده بودن يا آلِرت بودن گوش يا تيز بودن گوش امتياز زيادي دارد. اگر اسب گوش‌ها را به طور متناوب و در جهت مخالف دو گوش تكان دهد نشانه اضطرابش است.

زير گلوي اسب هرچه پهن‌تر باشد بهتر است اگر زير گلو تنگ باشد نامطلوب مي‌باشد چون دستگاه تنفس تحت فشار قرار مي‌گيرد. نژاد عرب زير گلويش پهن و وسيع است و خيلي منا مي‌باشد. صفت زيرگلو روي اتصال سر به گردن تاثير مي‌گذارد. اتصال سر به گردن بايد عمود به سر باشد و سر با خط عمود زاويه 45 درجه داشته باشد. اتصال زير گلو هرچه بيشتر باشد بهتر است. اگر گردن قوي باشد اتصال سر به گردن خيلي كم وسعت است و تعادل حيوان زياد پايدار نيست در اين حالت به سر حالت دزيده گفته مي‌شود انگار اسب مي‌خواهد سرش را بدزدد. اگر مفصل آرنج به بدن خيلي بچسبد toe out حاصل مي‌شود اگر مفصل آرنج از بدن جدا باشد toe in حاصل مي‌شود. ساعد بايد طويل و عضله‌اي باشد.

+

ثبت علائم ظاهري اسب يا signalment:

منظور از اين روش ثبت كليه علائم و رنگ‌هاي طبيعي اسب است. اين علائم شامل رنگ صورت و پا، خطوط پشت، رنگ بدن اسب و پيچش موها مي‌باشد. اين مشخصات در دفتر ثبت نژاد ثبت مي‌شوند. استفاده از اين سيستم احتياج به مشاهده كنندگان ماهر، هنرمندان خوب، تغيير مناسب رنگ و صداقت دارد.

 

خالكوبي Lip tattoo:

اين روش عبارت است از به جا گذاشتن يك رنگ ثابت و پاك نشدني روي بافت‌هاي زيرپوست در سطح داخلي لب‌هاي اسب كه سال‌هاي زيادي مورد استفاده اسبداران و بخصوص مداحبان اسب‌هاي مسابقه بوده است. اين روش داراي نواقصي از جمله محدود بودن اطلاعات قابل ثبت روي لب‌ها مي‌باشد.

خالكوبي لب‌هاي كره اسب‌ها به دليل كوچك بودن سطح لب به مراتب محدودتر است علاوه بر خالكوبي اسب‌هاي جوان به مرور محو مي‌شود و نيز به دليل استفاده از شماره‌هاي ميخي شكل يا ميخ‌دار احتمال انتقال بيماري و بخصوص كم‌خوني عفوني افزايش مي‌يابد. از سوي ديگر پرتو اشعه ليزر مي‌تواند خالكوبي لب را به طور كلي محو كند.

داغ گرم يا Hot Branding

جنس آهن هست يا روي آتش يا با استفاده از انرژي برق كاملاً داغ مي‌شود و با استفاده از آن براي شماره‌زني و ايجاد علامت خاصي روي بدن اسب استفاده مي‌شود.

معايب داغ گرم: 1ـ داغ گرم براي اسب دردناك است 2ـ با شماره‌ها يا حروف بزرگ كه بتوان آنها را از فاصله دور خواند اطلاعات محدودي را مي‌توان روي بدن اسب ثبت كرد. 3ـ داغ گرم براي مزارع يا فارم‌هاي پرورش اسب استفاده مي‌شود ولي در سيستم كلاسيك از داغ گرم استفاده نمي‌كنند

.

 

 

روش دوم براي ثبت علائم ظاهري

داغ زني سم Hoof Branding:

عبارت است از ثبت داغ روي ديواره سم از شماره‌هايي از جنس آهن استفاده مي‌شود كه كوچك هستند. مشخصات شماره موردنظر را روي ديواره سم ايجاد مي‌كنند اين روش همان عيب داغ گرم را دارد. در عوض هيچگونه درد و بي‌قراري در اسب ايجاد نمي‌كند.

عيب ديگر هر 6 ماه، 7 ماه يكبار بايد عوض شود يا تجديد شود چون سم رشد مي‌كند و يا در معرض اجسام خارجي (سنگ و...) بيشتر قرار مي‌گيرد.


سلام دوستان عزیز از امروز مطالبی تحت عنوان ارزیابی تیپ را روی وبلاگم مذارم تا کسانی که می خواهند بیشتر در مورد اسب اطلاعات داشته باشند بتوانند استفاده کنند. 

بخش اول

ارزيابي تيپ

اهميت و اهداف ثبت مشخصات و ركورد:

 

اهميت استفاده از يك سيستم جامع براي تعيين هويت وشناسايي يك اسب از بين هزاران اسب زماني مشخص مي‌گردد كه بخواهيم اسبي را انتخاب كنيم شناسايي

كنيم بخريم يا بفروشيم. در سيستم‌هاي جديد شماره رمز يا كد شناسايي است پس از تعيين هويت به كامپيوتر داده مي‌شود. با استفاده از اين اطلاعات كارت تعيين هويت اسب نيز صادر مي‌گردد.

يك كارت هويت اسب شامل شماره تعيين هويت است يا كد شناسايي به نام، نشاني،

صاحب اسب، نژاد، جنس، رنگ، علائم سفيد يا لك‌هاي سفيد white marking شماره

دفتر ثبت نژاد يا Breed Registry، داغ، نشان خالكوبي، وضعيت دنداني، نوع پيچش مو (

خوشه) Hair whorl pathern و ساير مشخصات هستند.

لازم به ذكر است كه براي تعيين هويت از روش‌هاي مختلفي استفاده مي‌شود و نمي‌توان صرفاً به يك روشاتكا كرد.

 

سوابق اسب (Records)

 

در بسياري از كشورهاي جهان من جمله ايالات متحده آمريكا جوامع اصلاح نژاد و توليد مثل دام يا مراكز داراي فرم‌هايي مستعد كه سوابق اسب‌ها را مي‌توان در آن نگهداري كرد و از اين طريق اسب‌هاي اصيل و رجيستر را معرفي كرد.

 

سوابق توليدمثل و توليد هم براي نريان و هم براي ماديان حفظ مي‌شود لازم به ذكر است كه اين فرم‌ها در هر منطقه با منطقه ديگر در جامعه‌اي نسبت به جامعه ديگر فرق مي‌كند.

 

اطلاعات تيپي كه حفظ شده براي نريان شامل نام نريان يا سيلمي، شماره ثبت علامت‌هاي مشخصه است. همچنين در اين فرم‌ها نام صاحب ماديان، نرمان توليدمثل ماديان به تاريخ سرومس (جفتگيري) نام ماديان، نژاد، شماره ثبت، همچنين سوابق تيپي كه حفظ شده در مورد ماديان‌ها شامل تاريخ تولد، پدر يا Sire مادر يا Dam، تعداد دفعات آبستني، تعداد كره‌هاي متولد شده زنده از اين ماديان و سوابق ظاهري كره‌هاي آن.سوابق بهداشتي نيز غالباً در مورد سوابق ماديان‌ها حفظ مي‌شود.

|+| نوشته شده توسط ماندانا شکرچیان در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386  |
 

تولید مثل در اسب :بهتر است كه همة اسبداران تا حدي از توليد مثل اسب آگاهي داشته باشند. بي‌ترديد امروزه بر شمار علاقمندان به پرورش اسب بويژه پوني، افزوده مي‌شود. اغلب، پس از اينكه فرزندان خانواده دوران خردسالي را پشت سر مي گذارد، اين پرسش مطرح مي‌شود كه با پوني چه بايد كرد. پوني را مي توان فروخت، ولي معمولاً تا آن موقع به صورت عضوي از خانواده درآمده و هيچكس تمايلي به فروش آن ندارد. اگر ماده باشد، نخستين كار بارور كردن اوست.
نخستين سؤال اين است كه بايد از چه سيلمي استفاده كرد؟ طبيعي است شما نرياني خوش تركيب و خوش ركاب را بر مي‌گزينيد، ولي مهمتر از هر چه ديگري خلق و خوي نرياد است. هيچگاه نبايد از يك نريان بداخلاق براي اين كار استفاده كرد؛ چرا كه تقريباً همواره اين عيب بزرگ از نسلي به نسل ديگر منتقل مي‌شود. يك پوني بدخلق و شرور نه تنها باعث دردسر است، بلكه مي‌تواند خطري جدي براي مربيان و همچنين بچه‌ها به شمار آيد.
پس از انتخاب نريان مناسب، اين سؤال پيش مي‌آيد كه جفتگيري چه زماني بايد صورت بگيرد؟ در مورد اسبهاي اصيل كه به منظور شركت در مسابقات اسب دواني پرورش داده مي‌شوند، بهتر است كره اسب تا حد امكان نزديك به آغاز سال ميلادي (دي ماه) به دنيا آمده باشد اين بدان علت است كه در اسبهاي تروبرد سن كره را از دي ماه هر سال حساب مي‌كنند. (در ايران بهار مبناي محاسبه است)، اگر اسب شما در گروه اسبهاي دو ساله در مسابقه شركت كند، همواره اين يكي دو ماه بالاتر بودن سن اسب يك مزيت مي باشد.
اما در مورد پوني‌ها و اسبهايي كه به منظور كار در مزرعه و يا شكار از آنها استفاده مي‌شود، اين موضوع مصداق نداشته بهتر است كرة آنها زماني متولد شد كه هوا خوب و چراگاه سرسبز است؛ يعني بسته به اينكه در جنوب يا شمال كشور هستيد، كره در فاصلة بين نيمة اول ارديبهشت ماه تا اوايل تيرماه به دنيا بيايد.
طول دورة آبستني، يعني مدتي كه كره در رحم مادر قرار دارد (فاصلة بين جفتگيري ماديان و تولد كره اسب)، تقريباً يازده ماه است، هر چنئ كه موارد معدودي ممكن است كره يك يا دو هفته زودتر يا تا يك ماه ديرتر متولد شود. بنابراين اگر مي‌خواهيد كره در ارديبهشت ماه به دنيا بيايد، بايد جفتگيري در خردادماه انجام شود.
ماديان هر سه هفته يك بار فحل مي‌شود و به مدت دو يا سه روز فحل مي‌ماند و تمايل به جفتگيري با نريان را از خود نشان مي‌دهد. طي اين مدت، در بدن ماديان، سلول جنسي ماده يا تخمك از تخمدان آزاد مي‌شود. آبستني مستلزم تركيب اين تخمك با اسپرم نريان است.
سلولهاي جنسي نر تقريباً بيست و چهار ساعت زنده  مي مانند؛ چنانچه آنها در اين مدت با تخمك برخورد نكنند، جفتگيري بي‌حاصل خواهد بود.
بهترين زمان جفتگيري ماديان، ساعتهاي پايان دورة فحلي است. كه احتمال آزادشدن تخمك بيشتر از هر زماني ديگر است. البته بهترين و عملي‌ترين شيوه اين است كه در اين مرحله با دامپزشك خود مشورت كنيد. چه بسا او تصميم بگيرد كه ماديان را از طريق مقعد معاينه كند و فوليكولهاي رسيدة تخمدانها را پاره كند تا اطمينان حاصل شود كه تخمك پيش از جفتگيري آزاد شده است.
بهتر است كه چهل تا شصت روز پس از جفتگيري دامپزشك خود را فرا بخوانيد تا از ماديان خون گرفته و آن را از نظر تأييد آبستني آزمايش كند. نمونة ادرار را نيز مي‌توان سه تا چهار ماه پس از جفتگيري بدين منظور آزمايش كرد.
در طول مدتي كه ماديان آبستن است، بايد به خوبي نگهداري شود و از تغذية مناسب هم برخوردار باشد تا كره اسبي سالم و نيرومند داشته باشيد.

زمان زايمان در ماديان
 

با فرا رسيدن زمان زايمان، پستان و رگهاي آن رفته رفته متورم مي‌شود. ماده‌اي براق در نوك پستانها شكل مي گيرد و چه بسا شير از آنها جاري شود. ولي، با وجود اين نشانه هاي كلي، پيشگويي زمان دقيق زايمان در ماديان بسيار دشوار است. ماديان اصلاً دوست ندارد كه كسي او را در حين زايمان تماشا كند و لذا اغلب در طول شب كرة خود را به دنيا مي‌آورد. در واقع، من خود، افراد بسياري را سراغ دارم كه شبها و هفته‌هاي پياپي چشم بر هم نگذاشته‌اند تا شاهد زايمان ماديان باشند موفق نشده‌اند. چه بسا خواب آنها را فرا گرفته يا براي نوشيدن فنجاني قهوه محل را ترك كرده‌اند و وقتي بازگشته‌اند كره اسب را در كنار مادرش يافته‌اند.
زماني كه زايمان ماديان آغاز مي‌شود، روندي بسيار سريع دارد و اگر همه چيز به خوبي پيش رود، از ابتدا تا انتهاي آن بيش از پانزده تا سي دقيقه به دراز نمي‌كشد.

زايمان در اصطبل يا در چراگاه

در اين رابطه، قاعده مشخصي وجود ندارد و بيشتر به سليقة صاحب اسب بستگي دارد. پس از تولد كره، جفت – پرده أي بزرگ به رنگ قرمز يا شكلاتي كه كره را پيش از تولد احاطه كرده هم بايد توسط ماديان دفع شود. (تصوير پنج). چنانچه اين عمل تا دو ساعت پس از زايمان انجام نشد، آنگاه بايد بي درنگ دامپزشك خود را فرا بخوانيد. چنانچه جفت در رحم ماديان بماند، به عوارضي حاد و اغلب كشنده همچون التهاب رحم، التهاب نسج مورق سم، پنوموني و مسموميت خوني مي‌انجامد.

|+| نوشته شده توسط ماندانا شکرچیان در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386  |
 

بخش اول« محل جهش»
محل جهش چيست ؟   مناسب ترين محلي را كه اسب از آن ، جهش براي پريدن از روي مانعي را شروع مي كند وبه راحتي بدون اصابت دست و پايش به تيرها و يا خود مانع ، و با صرف حداقل انرژي از روي آن با زيباترين حالت عبور مي كند ، محل جهش ناميده مي شود .

محل جهش در كجا قرار گرفته ؟   محل جهش همواره در جلوي هر مانعي متناسب با ارتفاع عرض ، يا عرض و ارتفاع آن مانع قرار گرفته است . به طور كلي ارتفاع ، عرض و يا عرض و ارتفاع با هم تعيين كننده محل جهش مي باشند . به عنوان مثال ، براي مانعي به ارتفاع 105 سانتيمتر محل جهش تقريبا 120 سانتيمتر در جلوي آن مي باشد .

 

 بطور كلي موانع بر دو نوعند :

1- موانعي كه فقط داراي ارتفاع و يا عرض هستند ، موانع ساده .
2- موانعي كه داراي عرض و ارتفاع هستند ، موانع مركب .
تمامي انواع بقيه موانع مانند نردباني ، بادبزني و …… مشتقي از اين دو نوعند .
تيرهائي كه براي ساختن موانع به كار مي روند بايد 4 متر طول و 10 سانتيمتر قطر داشته باشند و براي ساختن موانع با عرض كم نبايد طول تير از دو متر كمتر باشد .

 

يادآوري :   اسب در صورتي ، روي دو نوع مانع ساده و مركب حالتي زيبا همراه قوس كامل بدن را به نمايش مي گذارد ، كه براي پرش از روي مانع ساده (عمودي) از محل جهش مناسب ، جهيدن را شروع كند و براي پرش از روي مانع مركب ( داري عرض و ارتفاع ) محل جهش او كمي به مانع نزديك تر مي شود .
 

اسب چگونه از محل جهش پرش را شروع مي كند ؟   اسبي كه به خوبي تربيت شده ، در حال حركت با گام چهار نعل منظم ، متعادل ، با تحرك كافي در حاليكه به دهنه است (گوش به فرمان) در رسيدن به مانعي ساده با ارتفاع 105 سانتيمتر حدود 180 سانتيمتري مانع در مرحله دوم چهار نعل يعني اوريب پاي داخل و دست خارج ، در محل جهش قرار خواهد گرفت .

اولين مرحله از مراحل پرش اسب:   گردن خود را به جلو مي كشد و سر را پائين مي آورد و دست داخل را در حدود 60 سانتيمتري جلوتر از دست خارج روي زمين مي گذارد . بعد ، براي حفظ تعادل گردن خود را جمع مي كند ، سر را بالا مي آورد و از فاصله 120 سانتيمتري دستهاي خود را بلند ، و آنها را جمع ، با كمك پاها كه به زير بدن كشيده شده اند و مفاصل خرگوشي جمع شده خود را جهانده و به هوا پرتاب مي كند .

يادآوري :   براي عبور از مانع بيش از 120 سانتيمتري اسب ديگر سر و گردن خود را پائين نمي اندازد بلكه خود را جمع مي كند .

دومين مرحله ، تعليق بر روي مانع (روي هوا):   اسب گردن خود را كشيده ، به پائين مي آورد تا شانه ها را آزاد كرده ، با استفاده از ستون فقرات قوس كماني شكل كاملي از سر تا به دم تشكيل مي دهد ، در حاليكه هر چهار دست و پاي او جمع و به زير بدن كشيده مي شوند .

سومين مرحله ، فرود:   اسب دستهاي خود را به جلو مي كشد ، سر را بالا مي گيرد تا مجددا متعادل شده و با چهار دست و پا روي زمين فرود مي آيد . اين محل فرود 120 سانتيمتر بعد از مانع مي باشد ، سپس سرو گردن را پائين مي كشد تا پاها بيشتر به زير كشيده شده و خود را بيشتر جمع كند . اسب ها تمايل بيشتري دارند كه روي دست چپ فرود بيايند.

يادآوري:    اسب به هنگام جهش دو حركت كاملا متمايز از يكديگر انجام مي دهد
• اول ، هر دو دست با هم از زمين كنده مي شود .
• دوم ، هر دو پا ، اغلب ، روي جاي دستها از زمين كنده مي شوند . ولي ديده شده كه گاهي پا ها جلوتر قرار گرفته و نزديك تر به مانع از روي زمين جدا مي شوند .

طول و عرض محل جهش :   اسبها ، براي پرش از روي هر مانعي ، از محل جهش مناسب براي همان مانع جهش را شروع مي كنند. به عنوان مثال ، براي عبور از مانعي عمودي به ارتفاع 120 سانتيمتر محل هاي جهش مي توانند بين 120 سانتيمتر تا 180 سانتيمتر باشد. پس طول محل پرش در حدود 60 سانتيمتر و عرض آن به اندازه عرض بدن اسب است . كه اين محل بايد همواره در وسط و عمود بر مانع باشد .
اسب براي جهيدن بايد بتواند هر دو دست خود را تقريبا هم زمان روي زمين قرار دهد ، يعني بايد مرحله دوم چهار نعل را كامل كرده و وارد سومين مرحله شده باشد.
پس با توجه به اين نكات اساسي ، سواركار بايد قادر باشد طول شلنگهاي اسب خود را قبل از مانع بصورتي تنظيم كرده باشد كه دستهاي اسب او به هنگام شروع پرش به درستي در محل جهش قرار گرفته باشد .

 

+
|+| نوشته شده توسط ماندانا شکرچیان در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386  |
 
|+| نوشته شده توسط ماندانا شکرچیان در سه شنبه نهم بهمن 1386  |
 
|+| نوشته شده توسط ماندانا شکرچیان در سه شنبه نهم بهمن 1386  |
 

اورژانسهايي در مورد اسب

رئوس كلي اين مقاله 10 اورژانس اصلي و عمده در مورد اسب است و روشهاي مواجه با انها.

در همه موقعيتها بهترين درمان هميشه پيشگيري است.همه اورژانسها نمي توانند پيشگيري شوند اما برنامه سلامت درست و يك رابطه نزديك كاري با يك دامپزشك حاذق در كاهش اين خطرات و انواع موقعيتهاي سخت كمك كننده است.

   

  مشكلات شكم

  درد شكم يا كوليك مي تواند بيشتر در اثر يك مديريت نادرست /عوامل زيست محيطي

مشكلات شخصي است. درد شكم در اثر عوامل زير ممكن است ايجاد گردد كه شامل نرسيدن آب كافي به بدن /تغيير در تغذيه/تغيير در آب و هوا مخصوصا تغييرات ناگهاني/بيماريهاي

مشترك و اپيدمي(اغلب عفونتهاي تنفسي) ورود يكدفعه مواد زائد حجيم بدرون شكم كه فيبروز

كننده است مثل تكه هاي پارچه /تغيير در تمرينات ورزشي روتين/وجود استرس كه اغلب در شوي اسب رخ ميدهد و ديگر موقعيتها.

ميزان زيادي از  علل مرگ و مير در اسبها به مشكلات شكمي انها مربوط ميگردد.

نشانه هاي درد شكم شامل:

1.     غلت زدن و با پا زدن به شكم

2.     افسردگي / بي اشتهايي/تعريق و يك عدم توانايي در آرامش(بيقراري)

3.     بلند شدن و خوابيدن مكرر

4.     اسهال و يا مدفوع سفت يا عدم وجود مدفوع

درمان

ميتوانيم اجازه دهيم كه اسب دراز بكشد اما نبايد بگذاريم اسب غلت بزند.اين عمل بنظر مير سد

احتمال نياز به جراحي را بيشتر كند.اين درست نيست كه غلت زدن فقط باعث جابجايي ميشود

بلكه درد در اثر انقباضات روده اي باعث اين غلت ميشود.

لازم نيست تمام شب اسب را راه ببزيم چرا كه اين روش ميتواند حتي مضر هم باشد.اسب مريض نياز به استراحت دارد.اگر اسب شديدا درد دارد/يا درد ملايم بيشتر از 2 ساعت/يا كاملا بي اشتها و يا يك ضربان قلب بالاي 60 در دقيقه دارد بايستي با دامپزشك تماس بگيريد.

اگر اسب شما شديدا درد دارد ايده ال است از يك انالژزيك (مسكن)قبل از انتقال به اسبكش

استفاده كنيد.درد اسب در اسب كش ممكن است باعث بيقراري او و اسيب يا پارگي و تروما

كه حتي منجر به مرگ شود گردد.

 

   تقسيم بار(بيماريهاي پرخوري)

اين بيماري اغلب در نتيجه فرار اسب از اصطبل خود و چريدن او براي چندين ساعت در مكاني پر از علوفه ايجاد ميگردد.

اسبها ميتوانند بعد از خوردن غذا در حدود 10-15 پوند علوفه تحت تاثير قرار گيرند كه البته وابسته به سايز اسب و تغذيه هميشگي و نرمال او است.

اگر مشكل زود تشخيص داده شود اسب ممكن است هنوز بنظر شاد برسد. بنابر اين اگر اسب در مان نگردد و پر خوري ادامه يابد اختلال در فلور معده روده اي او منجر به كوليك يا لامينيتس مي شود.

درمان بيماري پر خوري اسب اغلب موفقيت اميز است در صورتيكه از ملين يا روغن معدني ويا مايعات و ضد التهابها استفاده گردد.

حتما با دامپزشك تماس بگيريد.

    لنگش و عدم تحمل وزن

يكي ديگر از اورژانسها لنگش است كه ممكن است در اثر هر عاملي بوجود ايد.در اين حالت لسب از ايستادن امتناع مي كند و يا تحمل وزن روي چهار دست و پا يش را ندارد.

ممكنه اين مسئله به تنهايي باشد يا همراه با عفونت مفصل يا پارگي تاندون يا التهاب آنها باشد.

بهتر است اسب در اين زمان كه تحمل وزن خود را ندارد حركت داده نشود.

اگر دامپزشك نتواند به بالين اسب شما بيايد بايستي با اسبكش او را حمل كنيد كه آن هم ممكن است آسيب زا باشد بنابراين بسيار مهم است كه عضو اسيب ديده را ساپورت كنيد بوسيله پوششي ضخيم و محافظي مناسب با يا بدون آتل در مچ يا سم اسب.

بدون اين احتياطات يك آسيب يا شكستگي قابل درمان ممكن است تبديل به مشكل غير قابل درمان گردد.بنابراين اين نوع لنگش بايستي در بين لنگشهاي اورژانسي قرار گيرد.

Tying-up سندرمي است كه زماني كه اسب در مدت زماني بعد از سواري قادر به حركت  نيست.

اين مشكل زماني رخ ميدهد كه اسب قبل از تمرين خوب گرم نشده يا اسبي كه از نظر تمرين و وزش ضعيف است يا در مورد اسبي كه مدتها بدون تمرين خوابيده ولي رژيم پر از كربو -هيدرات را دارد.

اگر شما مشكوك به اين مشكل در اسب خود هستيد لازم است اسب فورا استراحت كند  و تمرينات فشرده و سخت نداشته باشد .بهتر است او را در نزديكترين محل ممكن قرار داده و رويش را جل كنيد.

با دامپزشك تماس بگيريد.ادامه تمرين براي اسبي كه از اين مشكل رنج ميبرد ممكن است منجر به صدمه غير قابل برگشت به عضله او شود.

 

  انسداد راه هوايي فوقاني

برخلاف آنچه كه اغلب عقيده دارند اسبها مستعد ابتلا به مشكلات تنفسي هستند انسداد راه هوايي فوقاني اغلب در نتيجه موقعيتهايي است از قبيل زمانيكه غدد لنفي اطراف تراشه بزرگ 

متورم و پر از ترشح ميشوند.

غدد لنفاوي ميتواند بر روي راه هوايي فشار وارد كرده و موجب كلاپسس آن گردد.

اين موقعيت باعث محدود شدن ورود هوا شده و توانايي تنفس را مختل ميكند.اسبهايي با نشانه هايي از تورم گلو بايستي توسط دامپزشك دائما كنترل گردند.ممكن است لازم باشد ات براي مدتي تراكئوستومي صورت گيرد براي جلوگيري از خفگي اسب.

 

  انسداد مري(خفگي)

خفگي بوسيله فاكتورهاي مختلفي ايجاد ميشود/اغلب در اثر بسيار سريع خوردن /خوردن علوفه و غذاي سخت و حجيم و يا وجود زخم در مري.زمانيكه اسسب قادر به جويدن درست غذاي خود نباشد بعلت وجود دندانهاي پوسيده دليل ديگري از خفگي است.

دلايل ديگري براي خفگي است زمانيكه مري انسداد داشته و اسب قادر به بلع نيست و علوفه و مواد خودره شده را از دهان يا بيني به بيرون ميريزد.تعدادي از اسبها ممكن است اين عمل را انجام ندهند و به خوردن ادامه دهند كه ممكن است منجر به اسپيراسيون و پنوموني گردد.در نتيجه اگر علت ايجاد خفگي درمان نگردد نكروز مري رخ داده و ممكن ا ست منجر به مشكلات مزمن ديگر گردد و يا عفونت غير قابل كنترل و شديد.

 

پارگي و زخمهاي سوراخ كننده

نترسيد. اسبها ميتوانند بدون اينكه دچار مشكل عمده اي شوند حجم بالايي از خون را از دست بدهند.وقتي اطراف اصطبل را نگاه كنيم شايد حتي ميزان كمي  خون بنظر زياد برسد.بايد با يك فشار بانداژ يا فشار بر روي منطقه آسيب

ديده ان را كنترل نمود.تا حد امكان محل را پاكيزه نگهداريد.

هيچ كرم يا پمادي روي ان نماليد.روي زخم با يستي از ورود ميكروب و باكتري پاك گردد.

 

در زمانيكه منتظر دامپزشك هستيد لزم است محل زخم را تميز نگهداريد تا زخم از مواد خارجي دور بماند.

اگر زخم نياز به بخيه نداشته باشد شما بايد بلافاصله تميزي زخم را با هيدروتراپي بوسيله اسپري قوي يا شيلنگ ادامه دهيد و زخم را از آلودگي پاك كرده و مواد يا موجودا ت مثل مگس و پشه را از او دور كنيد.

بايد از موادي استفاده كنيد كه به روند بهبودي كمك كرده و ضايعه را كم ميكندبراي ترميم زخم .

زخمهايي كه بطور اخص در مناطقي حياتي يا در نزديكي ان مناطق هستند مثل مفاصل يا تاندونهابايد بيشتر مورد توجه قرار گيرند.

     تروماي چشم

جراحات چشم در اسب اغلب اورژانسي است چرا كه از دست دادن يك چشم در اسب ميتواند براي ورزش يا مسابقات

بسيار مهم باشد.

بسياري از بيماريهاي چشم بي ثبات هستند و فاصله بين درمان جراحت امروز و يا انتظار براي درمان فردا ممكن است منجر به از دست دادن چشم گردد.

عموما اسبها با زخمهاي شديد در چشم قادر به باز كردن چشم نيستند چون چشم دردناك است و ممكن است اشك كند.

ممكن است اسب به شمه اجازه معاينه ندهد.اگر شما صبر كنيد تا اسب اجازه صادر كند ممكن ا ست خيلي دير شود.

ايجاد مشكل در چشم ممكن است منجر به زخم قرنيه يا پارگي و التهاب عنبيه غير قابل برگشت گردد.

هر كدام از اين مشكلات ممكن است منجر به از دست دادن بينايي در چشم مشكل دار شود در صورتيكه درمان انجام نگيرد.

   ميكوز كيسه حلقي

اين يك بيماري اورژانسي است كه رايج نيست.بيماري يك خونريزي مزمن بدون علت خارجي از بيني است.

بيماري بوسيله رشد قارچ در يكي از شريانهاي سر ايجاد ميگردد.قارچ يك اختلال در ديواره شريان مورد هجوم ايجاد ميكند و ميتواند منجر به مرگ در اثر خونريزي شديد شود.

هر اسب با خونريزي بيني بايد سريعا درمان شود و توسط دامپزشك معاينه شود تا معلوم گردد كه اين خونريزي از چه نوع است.براي اين منظور شايد لازم باشد يك معاينه اندوسكوپيك انجام گيرد.

 

   زايمان مشكل

 يك زايمان مشكل زماني است كه نياز به كمك است و احتمال اسيب براي ماديان و كره يا هردو وجود دارد.

اگر چه احتمال وجود زايمان مشكل در اسب نسبت به ديگر حيوانات كمتر است اما در صورت وقوع يك اورژانس به حساب ميايد كه نياز به معاينه دامپزشك دارد.

نوزاد نرمال در سه مرحله متولد ميشود.در مرحله اول ماديان بيقرار بوده ونشانه هايي شبيه كوليك دارد.درد متناوب بوده و انقباضات رحمي وجود دارد.اين مرحله معمولا 1-4 ساعت طول ميكشد.

مرحله دوم با پاره شدن كيسه اب شروع شده كه منجر به هدايت كره به كانال زايمان ميشود.مرحله دوم حدود 20 دقيقه طول ميكشد و بيشتر از 1 ساعت نيست.اگر اين دوره حدود 1 ساعت بدون وجود زايمان ادامه يابد بايد با دامپزشك تماس بگيريد.همچنين اگر غشا پاره شده و يك زائده قرمز از واژن بيرون ايد بيايد عمل اورژانسي انجام گيرد.

جدا شدن زود رس جفت نيز يك اورژانس است كه جفت قبل از زايمان كره جدا شده و خارج  ميگردد.

جفت ارگاني است كه تبادل اكسيژن  براي نوزاد را در طول حاملگي فراهم ميكند و جدا شدن ان زود تر از موعد موجب قرارگيري كره در موقعيت خطرناك در عرض چند دقيقه خواهد شد.

اگر مرحله دوم بطور نرمال انجام گيرد مرحله سوم آغاز ميگردد كه منجر به زايمان كامل  ميشود.

مرحله سوم عبور و گذشتن جفت بعد از تولد است.

اگر 3-4 ساعت بعد از تولد اين اتفاق نيفتد ميتواند باعث التهاب و عفونت گردد كه ممكن است منجر به لامينيتيس يا احتمالا مرگ گردد.

بطور خلاصه در صورت پارگي غشا يا ادامه مرحله دوم بيشتراز 1 ساعت يا طول كشيدن بيشتر از 4 ساعت كل زايمان  بايد با دامپزشك تماس گرفت.

 

   اورژانسهاي كره اسب

در شرايط بسياري نياز به وجود دامپزشك و معاينه دقيق او و مراقبت كافي از كره وجود دارد.

ممكن است كه كره بطور غير فعال  ايمني لازم را از طريق كلستروم از مادر بدست نياوردFPT  كه يا در اثر عدم وجود ميزان كافي كلستروم در بدن ماديان و يا در اثر عدم توانايي كره در نگهدار ي ان است.

يك معاينه كامل ويك تست ايمونوگلوبولين خون براي تشخيص كمك كننده است و براي جبران و درمان.

UROPRETONEUM  بدليل پارگي حالب در حين زايمان اتفاق ميافتد.

اكثر كره ها در اين حالت كه اين علائم را نشان ميدهند 3-5 روزه هستند.اين نشانه ها شامل دفع غير طبيعي ادرار/كاهش اشتها و افسردگي است.براي كشيدن مكونيوم از كره اسب بايد از دامپزشك كمك بگيريد.

  NI ايزو اريتروسيت نوزاد شرايطي است در كره كه ماديان بر عليه سلولهاي قرمز خوني كره انتي بادي توليد ميكند.

اگر چه حدود 32 گروه خوني شناخته شده براي اسبها وجود دارداما انتي ژنهاي Qa-Aa اغلب در اين مورد شناخته شده هستند.اگر ماديان اين گروه را در خون خود نداشته باشد و كره اين گروه را از اسب نر به ارث برده باشد اين موقعيت رخ ميدهد.

نشانه هاي قابل مشاهده شامل آنمي /يرقان (رنگ زرد چشم وپوست)و تنفس غير طبيعي است.

ماديانهاي داراي ريسك بالا را ميتوان از ميان انواع گروههاي خوني تشخيص داد و از بروز اين مشكل جلوگيزي كرد.

با تعويض خون ميتوان درمان موفقي را براي كره تضمين نمود.

امادگي براي تنفس مكونيوم و عفونتهاي ويروسي و باكتريايي يا قارچي جفت در تمام طول بارداري براي نوزاد نارس يا سالم دائما كره را تهديد ميكند و شانس زنده ماندن را در او كم ميكند.

هر نشانه اي بعد از تولد مثل پوشش كم و كوتاه موي كره/ گوشهاي پهن و عدم قدرت مكيدن نشانه هايي از اين عارضه است.

اگر كره بنطر سالم نميرسد بايد با دامپزشك تماس بگيريد.كره اسب نرمال بايد قادر باشد بلند شده و هرچه زودتر مراقبت گردد.

شما بايد كره را از نظر رفتارهاي ذكر شده بدقت مورد مشاهده قرار دهيد و از نظر مشكل دردفع ادرار و مدفوع مورد بازرسي و معاينه قرار دهيد.

|+| نوشته شده توسط ماندانا شکرچیان در سه شنبه نهم بهمن 1386  |
 

نرمشهاي سواره :

بهبود تناسب- قدرت،‌ نرمي و بنيه بدن سواري را آسانتر مي‌كند. نرمشهاي سواره در هنگام توقف و حركت اسب و حفظ تعادل، امنيت و اعتماد به نفس شما مي‌افزايد. در دوره مقدماتي فقط با دو نوع نرمش آشنا مي‌شويد كه اين نرمشها را نخست در حالت ايست كامل اسب و سپس به تدريج در حال قدم با ركاب و سپس قدم بدون ركاب و يورتمه انجام مي‌دهيد.

نرمش اول- چرخش كمر :

دست جلو را به دست راست داده و با دست چپ حركات نرمشي را انجام مي‌دهيد.

اين حركت به نام چرخش كمر است كه دست چپ را مستقيم جلوي صورت به طور افقي نگهداشته و بعد با يك حركت سريع تا پشت سر مي‌گردانيد. به طوري كه بدن كاملاً به سمت چپ چرخيده شود. سپس همين حركت را با دستجلو به دست چپ انجام داده و سپس همين دو حركت را در حال قدم رفتن انجام مي‌دهيد.

نرمش دوم- چرخش بازو :

دست جلو را به دست راست داده و در وضعيت صحيح بنشينيد دست چپ را بالا آورده و حول محور افقي بچرخانيد. سپس همين حركت را با دستجلو به دست چپ انجام داده و هر دو حركت را در حال قدم نيز انجام دهيد.


 

|+| نوشته شده توسط ماندانا شکرچیان در سه شنبه نهم بهمن 1386  |
 

لوازم سواري :

اگر همه چيز را از اول به صورت صحيح و علمي بياموزيد از سواري لذت خواهيد برد و سواركار موفق خواهيد شد.

اگر شروع آموختن سواري اصولي و علمي باشد از شما يك سواركار مطمئن، شاد و مجرب خواهد ساخت. سواري را با پوشيدن لباس مناسب آغاز كنيد. لباسي را انتخاب كنيد كه هم براي شما و هم براي اسبتان مناسب باشد. اگر قبلاً سواري مي‌كرديد همه چيز را از اول شروع كنيد زيرا خطاهاي شما مي‌تواند به مرور زمان بيشتر شود.

جذابترين مورد در سواري اين است كه هميشه نكات جديدي براي آموختن دارد. بنابراين يك سواركار موفق دائماً به دنبال مطالب تازه و به روز مي‌باشد و در ضمن از هر اسبي چيزهاي جديدي مي‌آموزد.

از مهمترين لوازم سواري كلاه ايمني و چكمه مناسب مي‌باشد كه بايستي كاملاً اندازه بوده تا ايجاد خطر نكند. شلاق نيز وسيله‌اي است كه معمولاً يك سواركار همراه خود دارد.

 

 

 

 



بيرون آوردن و داخل بردن اسب از اصطبل :

در طرف چپ اسب قرار بگيريد و با دست راست در حالي كه انگشت سبابه در وسط دو تسمه قرار مي‌گيرد دست جلو را در زير چانه اسب بگيريد با دست چپ انتهاي تسمه دستجلو را نگاهداريد و به اندازه بيشتر از طول دستجلو از اسب فاصله گرفته و آن را از اصطبل بيرون بياوريد.

در داخل بردن هم جلوتر از اسب حركت نكنيد بلكه اسب را در اخل برده و پس از دوري در اصطبل با كلگي در اصطبل رها كنيد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



:

 



ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ماندانا شکرچیان در سه شنبه نهم بهمن 1386  |
 

آشنايي با اسب و روانشناسي آن :

اسب براي زندگي در دشتهاي وسيع و باز آفريده شده تا به تاخت از دست حيوانات درنده فرار كند در جستجوي غذا به مسافتهاي دور برود و بالاخره آفريده شده تا در گله يا رمه زندگي كند. اسب براي سواري دادن بوجود نيامده بشر از ديرباز خود اين نقش را كشف نمود و به عنوان وسيله‌اي آن را به خدمت گرفته است.

اسب حيواني فريبنده و سحرآميز است كه داراي زيبايي، وقار، حساسيت و توانايي ورزشي بالائي است.

از آنجا كه حيواني اجتماعي است نه تنها نياز مبرمي به زندگي گروهي دارد بلكه داراي سيستم دقيق ارتباطي است.

برخي از علائم اسبها صوتي است و ما مي‌توانيم بدون هيچ مشكلي آنها را تشخيص دهيم.

اسب شكارچي نيست شكار است. پس به طور طبيعي موجودي است ترسو او مبارزه‌جو نبوده و بيشتر مي‌دود. اندام بزرگ و سرعت وسايل دفاعي او هستند.

اسب موجودي بسيار حساس و زودرنج است اگر به او احترام گذاشته نشود نمي‌توان از او انتظار احترام متقابل داشت. او با حافظه‌اي استثنايي تابع عادت است. كارهاي او از قبيل لگد زدن، گاز گرفتن و . نتيجه ترس از ناشناخته‌هاست و تنها وسايل دفاعي او هستند.

اسب حيواني وفادار و نجيب است كه نسبت به صاحب خود دلبستگي فراوان دارد اما بايد توجه داشت كه اسب به  همان اندازه كه وظيفه‌شناس و عاطفي است متوقع نيز مي‌باشد و بي‌مهري صاحبش را تحمل نمي‌كند. ميزان وظيفه‌شناسي و عطوفت اسب در ميدان‌هاي جنگ پيشين ديده شده است. عكس‌العملهاي اسب دفاعي است. او در بستر طبيعت به مانند ديگر موجودات از اصل تنازع بقا پيروي مي‌كند و حركاتي غريزي و طبيعي را براي بقاي نسل خود دنبال مي‌كند.

حركات اسب گوياي حالت روحي و رواني اوست. مثلاً شيهه اسب كه اگر به صورت بلند و با صداي زير باشد حاكي از عصبانيت اوست. ديگر علامت خطر در اسبها گوش و دم اين حيوان است كه اگر گوشها كاملاً به عقب خوابيده و دم ضربات شلاقي داشته باشد اسب حالت تهديدآميز و عصبانيت خود را بيان مي‌كند.

در اسبها گوشه دهان و لبها در بيان حيوان نقش بسيار مهمي دارند اگر حيوان عصبي يا هيجان‌زده باشد فكش قفل مي‌شود. وقتي حركات مزه كردن و يا ليسيدن را انجام مي‌دهد مي‌‌توان فهميد كه اسب آرام است. اسبها خيلي دير ياد مي‌گيرند كه اگر غذايي هم هست بايد به طور مساوي تقسيم شود.

آنها بر سر اولين لقمه با هم جنگ و نزاع مي‌كنند. اما آنهائي كه به عقب رانده مي‌شوند دست از تلاش براي گرفتن سهمشان نمي‌كشند. به همين دليل بردن غذا به محلي كه اسبهاي آزادي وجود دارند كار خطرناكي است و احتمال دارد كه اسبها در نزاعشان باني خير را لگد زده و يا پرت كنند و در اين مواقع اغلب كودكان صدمه مي‌بينند.

اغلب ماديانها به هنگام تخمك‌گذاري بسيار حساس و زودرنج و عصبي مي‌شوند. سليمي‌ها به هنگام شروع فصل جفت‌گيري گاهي تا به سر حد جنون مي‌رسند. اگر مادياني كره خود را پس از زايمان از دست دهد غم و اندوه را مي‌توان در رفتار او مشاهده كرد. كره‌اي كه پس از چندي از مادر جدا مي‌شود تا مدتها بي‌تابي مي‌كند. پس بايد كسي كه مي‌خواهد اصول سواري را بياموزد از اسب و نشانه‌ها و علايم رفتاري او آگاه باشد و در همه موارد دومين اصل را در نظر گرفته و فراموش نكند.

ايمني. ايمني. ايمني


:


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ماندانا شکرچیان در سه شنبه نهم بهمن 1386  |
 

      آسم ورزش تمرین وکودکان

بیشتر کودکان مبتلا به آسم بعد از تمرینات مخصوصی دچار سرفه یا افزایش فشردگی قفسه سینه می شوند(تنگی نفس).محرکهای فیزیکی که باعث این فشردگی میگردنداز قبیل سرما یا هوای خشک باعث ایجاد باریکی و کوچکی راههای هوایی منتهی به ششها  می شوند.اگر این تنگی راهها خفیف و کم باشد کودک بعداز تمرین سرفه میکند اما اگر این تنگی افزایش پیدا کند و مجرای هوایی تنگتر گردد قفسه سینه فشرده می شود.این وقایع معمولا بعد از 6-10 دقیقه اتفاق می افتد و ممکن است بر نحوه ادامه تمرین اثر بگذارد و اگر تشخیص داده نشود کودک تمرینات ورزشی را با قفسه سینه کاملا فشرده ادامه خواهد داد.

فشردگی سینه ممکن است تا1-2 ساعت بعد از تمرین برطرف شود یا اینکه نیاز به مشورت با پزشک باشد.این سرفه یا فشردگی سینه یا تنگی نفس بعد از تمرینات مرحله ای از آسم میباشد که دور از انتظار نیست که البته پیشگیری با درمان های دارویی مفید آسان است.

کودکی که به این بیماری مبتلا ست میتواند مانند دیگران ورزش کند.بهترین نوع ورزش برای یک کودک آسماتیک ورزش شنا است که البته انواع ورزشهای کوتاه مدت و منقطع برای بیماران آسماتیک مفید است.

دوهای کوتاه مدت میتواند مفید باشد اما مسافتهای طولانی دو در دوره های 6-10 دقیقه باید تقسیم شوند.

از اسپری های آسم پیشنهاد شده توسط دکتر برای پیشگیری و در مان استفاده کنید.

همیشه پیشگیری بهتر از درمان است و لی اگر در حین تمرین حمله آسم رخ داد باید د رصورتیکه قبل از شروع تمرین از دارو های پیشگیری کننده استفاده شده باشد این دارو ها را در حین تمرین نیز تکرار نمود  تا زمانیکه تنگی نفس وجود دارد اما اگر علائم تشدید شد بایستی تمرین را متوقف نمود.

بسیاری از کودکان مبتلا به آسم در مسابقات ایالتی و المپیک مدال اور بوده اند.

تنها ورزشی که کودکان آسماتیک باید منحصرا با ملاحظات و احتیاط انجام دهند اسکوبا دایوینگ است.

|+| نوشته شده توسط ماندانا شکرچیان در دوشنبه هشتم بهمن 1386  |
 
|+| نوشته شده توسط ماندانا شکرچیان در دوشنبه هشتم بهمن 1386  |
 
 
بالا